فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٨٩ - احكام مربوط به احياء زمينهاى موات
٩- تحجير زمين بايد به گونهاى باشد كه علاوه بر اصل احياء بر حدود آن نيز دلالت كند، يعنى گذاشتن سنگ، جمع آورى خاك، نصب چوب و نى و يا هر كار تحجيرى ديگر بايد در چهار طرف زمين انجام گيرد تا حدّ تحجير مشخص گردد؛ اما در تحجير چشمه و قنات، صرف اشتغال به لايروبى يكى از حلقههاى آنها عرفاً در تحقق تحجير چشمه و قنات و حتى زمينهاى مَواتى كه از آب آنها مشروب مىشوند كافى است، بلكه اگر كسى تنها يك حلقه چاه در زمين مَوات بالاصالة حفر كند، به منظور اينكه با حفر حلقههاى ديگر در آينده قناتى احداث نمايد، ممكن است وجود همان يك حلقه در تحقق ايجاد قنات و تحقق تحجير زمينهايى كه بعداً از آب آن قنات مشروب مىشوند كفايت كند، بنابراين تا كار احداث قنات آن شخص پايان نيافته ديگران نمىتوانند در اطراف آن حلقه چاه و زمينهايى كه در آبرَس آن است، اقدام به احياء مَوات نمايند؛ لكن احياء مَواتى كه در مسير آن چاه نيست و معلوم است كه آب چاه هر قدر هم زياد باشد به آنجا نمىرسد اشكال ندارد.
١٠- همانطور كه قبلًا اشاره شد تحجير تنها مفيد حق است و ملكيّت آور نيست و به همين جهت بنابر احوط فروش زمين تحجير شده جائز نيست؛ هرچند جواز آن بعيد نيست؛ بلى، مصالحه بر سر آن جائز است و ارث هم برده مىشود و عوض در بيع هم قرار مىگيرد، زيرا حقى است كه قابل نقل و انتقال مىباشد.
١١- تحجيرى سبب حق اولويّت و مانع از احياء ديگران مىشود كه تحجير كننده توان احياء زمين را در مدّتى نه چندان طولانى كه باعث تعطيل زمين گردد داشته باشد، بنابراين كسى كه به دليل فقر يا نداشتن ابزار كار نمىتواند زمينى را كه تحجير كرده است احياء كند، از ابتداء حق اولويّت پيدا نكرده و ديگران مجازند آن زمين را احياء نمايند، و نيز اگر كسى بيش از حدّ توانش زمين مَواتى را تحجير كند، تنها نسبت به مقدار توانش براى احياء، حق اولويت دارد؛ و در مقدار مازاد بر آن صاحب حق نيست و نمىتواند از احياء زمين توسط ديگران جلوگيرى كند، پس كسى كه نمىتواند زمين مَواتى را احياء كند، حق تحجير آن را هم ندارد؛ و اگر تحجير نمايد، هيچ حق اولويّتى پيدا نمىكند؛