فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢١ - احكام وديعه
٣٨- اگر مالى توسط سيل يا دزد و يا بر اثر اشتباه در نقل و انتقال و يا اشتباه در معامله و امثال اين امور به دست غير صاحبش بيفتد، او بايد بطور امانت از آن مال نگهدارى نمايد و آن را بدست مالكش و يا به دست وكيل مالكش برساند و يا به آنها اطلاع دهد و نيز اگر كسى مال گمشدهاى را پيدا كند و يا به مال غير كه در معرض تلف و نابودى است دست پيدا كند، آن مال در دست او امانت است و بايد آن را به دست مالكش و يا به دست كسى كه از طرف مالكش صاحب اختيار است مانند وكيل و ...
برساند و يا به آنها اطلاع دهد و در هر صورت اگر صاحب مال يا وكيل او را نشناسد، در مال گمشده احكام لقطه و در بقيّه موارد احكام مجهول المالك عمل نمايد.
٣٩- اگر كافر غير حربى مالى را نزد مسلمانى امانت بگذارد، حفظ امانت و ردّ آن به صاحبش در هنگام مطالبه، بر مسلمان واجب است؛ بلكه اگر امانتگذار كافر حربى هم باشد، احتياط آن است كه در هنگام مطالبه، آن مال را به صاحبش تحويل دهد.
٤٠- امانتدار امين است و ضامن تلف شدن امانت نيست؛ مگر در چند مورد:
اول: هرگاه در امانت تصرف كند، مثلًا آن را به كار گيرد.
دوم: هرگاه در نگهدارى امانت افراط يا تفريط كند، مثلًا در رفع نيازات حيوان كوتاهى نمايد.
سوم: هرگاه امانت را ضائع كند، مثلًا در جايى بگذارد كه ظالم ببيند و به زور آن را از امانتدار بگيرد يا متاعى باشد كه در بعضى فصلها چون تابستان از هم باز بايد كرد و باز نكند.
چهارم: هرگاه بدون ضرورت و بىاذن مالك امانت را به ديگرى بسپارد، هرچند آن ديگرى عادل باشد.
پنجم: هرگاه در ردّ آن اهمال ورزد، يعنى صاحبش آن را طلب كند ولى امانتدار آن را ندهد.
ششم: هرگاه عزم بر عدم ردّ آن داشته باشد.
هفتم: هرگاه اصل امانت را منكر شود.