فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩١ - احكام مربوط به احياء زمينهاى موات
إهمال و تعطيل به حدّى باشد كه عرفاً تحجير كننده را إهمال كار بدانند، ظاهراً حق او ساقط است و نمىتواند ديگران را از احياء زمين باز دارد؛ لكن احوط آن است كه تا زمانى كه سه سال از إهمال كارى او نگذشته است حقّش مراعات شود.
١٥- ظاهراً در تملّك از راه احياء، مانند تملّك از راه حَيازَت و شكار كردن و امثال اينها قصد تملّك معتبر است، پس اگر كسى در بيابانى چاهى بكند كه تا وقتى در آنجا است از آب آن استفاده نمايد، مالك آن چاه نمىشود و فقط تا زمانى كه در آن بيابان است حق اولويّت نسبت به آن چاه برايش ثابت مىشود و همينكه از آنجا كوچ كند حق اولويّت او هم باطل شده و استفاده از آن چاه براى همه مردم مباح مىشود.
١٦- احيائى كه ملك آور است عبارت است از اينكه احياءگر زمين مردهاى را زنده كند و از حالت ويرانى به آبادانى درآورد، مثلًا در آن زمين باغ يا مزرعه و بستان ايجاد نمايد و يا به احداث بنائى جهت سكونت خويش يا نگهدارى حيوانات و آذوقه و علوفه بپردازد، و در صدق عنوان احياء، بايد كار را به جايى رسانده باشد كه به تشخيص عرف مصداق يكى از عناوين عمران قرار گيرد، مثلًا عرف آن را مزرعه و يا روستا و محل زندگى يك خانوار بشمارد، و نيز در صدق اين عناوين لازم نيست تمامى جزئيات يك مزرعه را تكميل نمايد بلكه تحقق اولين مرتبه آنها كافى است؛ بلى، اگر به اين حدّ از كمال نرسانده باشد- هرچند كار زيادى كرده باشد- احياء نيست، بلكه تحجير است كه ملكيّت نمىآورد و تنها مفيد حق اولويّت مىباشد.
١٧- در همه موارد احياء، انجام يك كار كه آن پاك سازى زمين از موانعى كه سدّ راه هدف احياء است نظير خشكاندن آب باتلاق، زدودن سنگ، نى و درختان هرزه از زمين شرط مىباشد؛ لكن ديگر كارهاى معتبر در احياء در همه موارد يكسان نيستند، بلكه با اختلاف هدفى كه در نظر است مختلف مىشوند، يعنى كارهاى معتبر در احياء زمين براى زراعت و بستان، غير از كارهاى معتبر در زمين براى مسكن است و كارهاى معتبر در احياء قنات و چاه غير از كارهاى معتبر در احياء نهر است، كه هر يك مشروحاً در فقرات بعد بيان مىشوند.