فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٥١ - شرط سوم - ذبح كننده قصد ذبح داشته باشد
شرط اول- ذبح كننده مسلمان يا در حكم مسلمان باشد:
٥٦- كسى كه سر حيوان را ذبح مىكند بايد مسلمان و يا در حكم مسلمان باشد، يعنى اگر كودك يا ديوانه است كه قلم تكليف از او برداشته شده و نه اسلامش اعتبار دارد و نه كفرش، پدر او مسلمان باشد و او از پدرى مسلمان متولد شده باشد، بنابر اين ذبيحه كافر حتى بنابر اقوى ذبيحه اهل كتاب حلال نيست. ٥٧- شرط نيست ذبح كننده مؤمن باشد، بنابر اين ذبيحه تمامى فرقههاى اسلام حلال است؛ بجز آنانى كه در حكم كفّارند مانند غُلات، خوارج و نواصب كه ذبيحه آنان حلال نيست، هرچند اظهار اسلام كنند.
٥٨- ذبيحه شخص خنثى و زن و مرد اخته شده و نيز ذبيحه فرد جنب، حائض، نفساء، كور، و فاسق حلال است.
٥٩- مسلمانى كه ختنه نشده باشد، ذبيحهاش حلال است، و همچنين ولد زنا اگر مسلمان باشد ذبيحهاش حلال مىباشد؛ و بنابر احوط در مورد ولد زنا نمىتوان به اسلام والدين او اكتفاء نمود.
شرط دوم- ذبح كننده مميّز باشد:
٦٠- ذبح كننده بايد مميِّز باشد، بنابراين ذبيحه طفل غير مميّز حرام است.
٦١- افراد خواب آلود، مست يا ديوانه، در صورتى كه فاقد شعور و التفات نباشند و فى الجمله مميّز باشند، ذبيحه آنها با بردن نام خدا و قصد ذبح و تحقق سائر شرائط ذبح حلال مىباشد؛ و اما اگر فاقد شعور و التفات باشند و فى الجمله مميّز نباشند، ذبيحه آنها حرام مىباشد.
شرط سوم- ذبح كننده قصد ذبح داشته باشد:
٦٢- ذبح كننده بايد ذبح را از روى قصد انجام دهد، پس اگر كسى بدون قصد ذبح كارد بر محل ذبح حيوان بكشد و آن را ذبح كند يا بدون قصد ذبح كارد از دستش بر محل ذبح حيوان بيفتد و آن را ذبح كند، آن حيوان حرام مىباشد.
٦٣- در ذبح اختيار شرط نيست، پس اگر ذبح كننده مُكرَه و مجبور به ذبح باشد