فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٤٠ - تملك زنبور عسل
تذكيه ملخ:
٣٠- تذكيه ملخ به اين است كه آن را با دست يا به وسيله ديگر زنده بگيرند؛ و اگر ملخ قبل از گرفتن بميرد حرام است؛ و در شكار ملخ گفتن «بِسْمِ اللَّهِ»* و مسلمان بودن صياد معتبر نيست، همچنانكه در صيد ماهى گذشت؛ بلى، اگر كسى ملخ مردهاى را در دست كافر ببيند، آن ملخ حلال نيست؛ مگر علم پيدا كنند به اينكه كافر آن را زنده گرفته است؛ و اما در دست او بودن و نيز ادّعاء او به اينكه آن را زنده گرفته است كافى در إحراز تذكيه نيست. ٣١- اگر جنگلى و شبه جنگلى آتش بگيرد و همه ملخهاى آن را بسوزاند، خوردن آن ملخها حلال نيست، هرچند به منظور كشتن ملخها جنگل را آتش زده باشند؛ بلى، اگر بعد از آنكه ملخ را گرفتند بنحوى بميرد حلال است، همچنانكه اگر فرض كنيم آتش خودش وسيلهاى براى صيد ملخ باشد، يعنى اگر آتشى را بيفروزند مخلها از اطراف جمع شده خود را در آتش بياندازند؛ كه بنابر درستى اين فرض اگر شخص به همين منظور آتشى روشن كند و ملخها جمع گشته در آتش بسوزند، بعيد نسيت آن ملخها حلال باشند.
٣٢- ملخ مادامى كه بال درنياورده و توان پرواز ندارد حلال نيست.
تملّك زنبور عسل:
٣٣- اگر كسى از كوهها ملكه زنبور عسلى را كه مال كسى نيست بگيرد و تحت استيلاء خود قرار دهد، مالك آن ملكه و همه زنبورهايى كه دورش جمع مىشوند و تابع آن هستند- يعنى هرجا بنشيند مىنشينند و هر جا برود مىروند و اگر داخل كندو شود داخل آن مىشوند و اگر از كندو بيرون رود آنها نيز بيرون مىروند- مىگردد.