فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٣٨ - تذكيه ماهى
٢٣- در حلال شدن ماهى بردن نام خدا هنگام بيرون آوردنش از آب و يا هنگام گرفتن آن بعد از بيرون افتادن از آب شرط نيست، همچنانكه در حليّت آن مسلمان بودن صياد شرط نيست، بنابراين اگر كافر ماهى فَلْسدار را از آب بيرون آورد و يا ماهى بيرون افتاده را زنده بگيرد- چه كافر اهل كتاب باشد و چه غير آن- ماهى كه گرفته است حلال مىباشد؛ بلى، اگر كسى ماهى مردهاى را در دست كافر ببيند، خوردن آن حلال نيست؛ مگر اينكه بدانند كافر آن را قبل از مردنش از آب گرفته و يا آن را بعد بيرون افتادن از آب زنده گرفته است، و اين معنا به صرف بودن ماهى در دست كافر و نيز به صرف گفته او كه بگويد اين ماهى را زنده از آب گرفتهام إحراز نمىشود؛ ولى اگر ماهى مرده در دست مسلمان ديده شود، بايد حكم به حليّت آن نمود؛ مگر اينكه خلافش ثابت شود.
٢٤- اگر ماهى از آب به داخل كشتى بپرد، مادامى كه كسى آن را با دست نگرفته است ملك هيچكس از سرنشينان كشتى و حتى مالك كشتى نمىشود؛ بلكه كسى مالكش مىشود كه آن را به قصد تملك با دست يا چيز ديگر بگيرد؛ بلى، اگر صاحب كشتى در مقام صيد ماهى باشد- به اينكه در شب چراغى در كشتى خود روشن كند و به چيزى نظير دهل بكوبد تا ماهيان بدان كشتى بپرند- در اين صورت اگر ماهيانى به درون كشتى بپرند، بنابر اقوى مالك كشتى مالك آنها مىشود؛ و پريدن ماهى به داخل كشتى به خاطر اين تمهيدات به منزله بيرون آوردن ماهى به صورت زنده از آب است و همين تذكيهاش مىباشد.
٢٥- اگر كسى به قصد صيد ماهى تورى در آب بيندازد و يا در آب محوطهاى براى اين منظور درست كند، هر مقدار ماهى كه در آن تور و محوطه بيفتد و در آن بماند ملك او مىشود، پس اگر ماهيها را زنده از آب بيرون بياورد و در خشكى جان بدهند، حلال مىباشند، و همچنين در صورتى كه ماهيها در آن تور يا محوطه بخاطر فرو رفتن آب يا به سبب جَزر در دريا بميرند، چنانچه بعد از فرونشستن آب مرده باشند حلالند؛ و اما ماهيهايى كه داخل آب مرده باشند، بنابر اقوى حرام هستند، و اگر بعد از بيرون