فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٦ - احكام وديعه
در تحمل هزينه حيوان قصد احسان و تبرّع داشته باشد.
٥٣- عقد وديعه با فوت هر يك از امانتگذار و امانتدار و نيز با ديوانه شدن هر يك از آنها باطل مىشود.
٥٤- اگر امانتگذار از دنيا برود، وديعه كه تا قبل از فوت او امانت مالكى بود در دست امانتدار امانت شرعى مىشود، در نتيجه واجب است فوراً آن را به ورثه امانتگذار و يا ولىّ او برساند و يا به آنها اعلام كند كه فلانى نزد من فلان چيز را امانت سپرده است؛ و اگر بدون عذر شرعى در اين وظيفه إهمال كند، ضامن است؛ بلى، اگر اهمال كردن او در ردّ امانت يا اطلاع رسانى به خاطر اين باشد كه نمىداند مدّعيان ارث واقعاً وارث مالك هستند يا نه، و يا نمىداند كه ورثه او منحصر به همانهايى است كه وى علم به وارث بودن آنها دارد يا نه، و بدين جهت پرداخت امانت و نيز اعلام آن را تأخير بيندازد تا در اطراف قضيّه تحقيق كند، اين عذرش شرعى است؛ و اگر در همين بين امانت تلف شود، بنابر اقوى ضامن نمىباشد؛ و اگر ورثه امانتگذار افراد متعدّد باشند، بايد امانت را به همه آنان و يا وكيل آنان و يا به كسى كه همه آنان گرفتن مال را به او واگذار كردهاند بدهد؛ و اگر به يكى از آنها ردّ كند بدون اذن ديگران، ضامن سهم بقيه ورثه مىباشد و همچنين اگر امانتگذارى كه فوت كرده است وصىّ داشته باشد، امانتدار بايد ابتداء به وصىّ مراجعه كند و هر مقدار از مال امانتى كه در عمل به وصيّت ميّت حق است را به وصىّ بدهد و سپس مازاد آن را به ورثه بدهد.
٥٥- اگر امانتدار از دنيا برود، امانت مردم كه تا آن موقع امانت مالكى بوده است بطور امانت شرعى در دست وارث او و يا ولىّ او قرار مىگيرد؛ و اگر امانت از منقولات باشد كه تحت يد واقع مىشود، بر وارث يا ولىّ واجب فورى است كه آن را به امانتگذار يا وكيل او ردّ كند و يا به آنان اعلام نمايد.
٥٦- اگر مالك وديعه را مطالبه كند، ردّ آن در اوّلين فرصت ممكن واجب است، هرچند مالك كافر حربى باشد- كه مالش براى مسلمين مباح است-.
٥٧- مقدار واجب در ردّ امانت آن است كه امانتدار دست از آن مال بردارد و بين