ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٠٠ - دفن ميّت
شدن ميّت استفاده مىشود يا خمى كه ميّت را در او قرار مىدهند.
مسأله ٤- اگر قبله مشتبه شود چنانچه تحصيل علم و يا آنچه در حكم آن است و لو با تأخير انداختن دفن به طورى كه ترسى براى ميّت و ضررى هم براى متصديان دفن نداشته باشد ممكن باشد، واجب است وگرنه بنابر احتياط (واجب) بايد عمل به ظن نمود و در صورتى كه ظن هم پيدا نشد رو به قبله نمودن ساقط مىشود.
مسأله ٥- بايد اجزاى جدا شده از ميّت حتى مو و دندان و ناخن، دفن شود و احتياط (واجب)- اگر اقوى نباشد- آن است كه در صورتى كه مستلزم نبش قبر نباشد آنها را به بدن ميّت ملحق نموده و با او دفن كنند، وگرنه در آن تأمل است.
مسأله ٦- اگر شخصى در چاه بميرد، و بيرون آوردن او و يا رو به قبله نمودن او (در چاه) ممكن نباشد به همان حالت رها مىشود و بايد چاه را مسدود نموده و در صورتى كه محذورى نباشد- مثل آنكه چاه ملك ديگرى باشد- همان چاه را برايش قبر قرار دهند.
مسأله ٧- اگر جنين در شكم مادر بميرد و باقى ماندن آن موجب خوف براى مادر باشد بايد به هر نحوى كه شده با انتخاب آسانترين روش ممكن و لو به اينكه قطعهقطعه شود آن را بيرون آورند و در صورت امكان بايد متصدى شوهر باشد وگرنه زنان و الّا مردى كه با او محرم است وگرنه مرد نامحرم. اما اگر مادر بميرد و جنين زنده باشد بايد و لو با پاره كردن شكم مادر، جنين را بيرون آورند و احتياط (واجب) آن است كه طرف چپ شكم شكافته شود در صورتى كه فرقى بين آن و مواضع ديگر نباشد وگرنه بايد موضعى را كه بچه سالم تر بيرون آورده مىشود، بشكافند و طفل بيرون آورده شود، سپس شكم مادر دوخته و دفن شود. و در اين حكم فرقى بين اينكه اميد زنده ماندن بچه بعد از بيرون آوردن آن باشد يا نباشد نيست، گرچه مورد تأمل است. و اگر هر دو زنده باشند و براى زنده ماندن مادر و جنين خوفى باشد بايد انتظار كشيد تا قضاى الهى واقع شود.
مسأله ٨- دفن در زمينى كه اصل يا منفعت آن غصبى است، جايز نيست و از جمله آنها است زمينهايى كه براى غير دفن، وقف شده و (از آنها است) زمينى كه مورد تعلق حق ديگرى است، مانند دفن ميّت در زمينى كه به رهن گذاشته شده بدون اذن مرتهن و