ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٢٢ - گفتارى در فروش ميوهجات بر روى نخلها و درختان
مسأله ٢- آشكار شدن صلاح در خرما، سرخ شدن يا زرد شدن آن است و در غير خرما، بسته شدن دانه آن بعد از ريختن گل آن و ايمن شدن آن از آفت است.
مسأله ٣- در موردى كه احتياج به ضميمه است، معتبر است كه ضميمه از چيزهايى باشد كه به تنهايى بيع آن جايز است و معتبر است كه ملك مالك (ميوه) باشد. و درختها از مصاديق ضميمه است در صورتى كه با ميوه فروخته شود. و آيا معتبر است كه ميوه تابع ضميمه باشد يا نه؟ اقوى آن است كه لازم نيست.
مسأله ٤- اگر بعضى از ميوههاى باغ نمودار شده باشد فروختن تمام ميوه آن؛ چه ميوههاى موجود چه ميوههاى ديگرى كه در آن سال مىآورد، جايز است، خواه درخت يكى باشد يا بيشتر و خواه جنس آن مختلف باشد يا يكى. و همچنين اگر ميوه باغى برسد، فروختن آن با ميوه باغ ديگرى كه نرسيده است جايز است.
مسأله ٥- اگر درختى در يك سال دو مرتبه ميوه مىدهد، ظاهر آن است كه اين دو بار ميوه دادن به منزله دو سال مىباشد؛ پس جايز است ميوه هر دو مرتبه را پيش از نمودار شدن بفروشد.
مسأله ٦- اگر ميوه را يك سال يا بيشتر بفروشد، سپس درختها را به شخص ديگر بفروشد، بيع ميوه باطل نمىشود، بنا بر اين درختها به خريدار به طور مسلوب المنفعه، منتقل مىگردد و اگر مشترى نمىدانسته، خيار فسخ دارد. و همچنين فروش ميوهها نه با مرگ فروشندهاش و نه با مرگ خريدارش باطل نمىشود، بلكه در صورت اول، درختها به ورثه فروشنده به طور مسلوب المنفعه منتقل مىشود و در صورت دوم ميوه به ورثه خريدار انتقال پيدا مىكند.
مسأله ٧- اگر ميوه را بعد از نمودار شدن آنها يا آشكار شدن صلاح آنها بفروشد، سپس قبل از قبض كردن آنها- كه همان تخليه است به همان صورت كه در باب قبض گذشت- آفت آسمانى يا زمينى به آن برسد، از مال بايع آن مىباشد. و ظاهر آن است كه غارت و دزدى و مانند اينها ملحق به آفت مىباشند. البته اگر تلفكننده شخص معيّنى باشد، خريدار بين اينكه فسخ كند و يا امضا كرده و از تلفكننده مطالبه عوض نمايد