ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٣٣ - حكم شكهايى كه اعتبار ندارد
مخصوصى زياد شك مىكند، اين حكم (بىاعتبار بودن شك) اختصاص به همان مورد خاص يا نماز مخصوص دارد، پس اگر در غير آن كار خاص شك نمايد، بايد طبق وظيفهاى كه در شك (براى غير كثير الشك) هست، عمل نمايد.
مسأله ١- مرجع در تشخيص كثير الشك بودن عرف است (كه مردم بگويند زياد شك مىكند) و بعيد نيست كسى كه سه نماز پشت سر هم را بدون شك نخواند، كثير الشك شمرده شود. و در صدق كثير الشك بودن شرط است كه اين شكها در اثر عوارضى؛ همچون ترس يا خشم يا ناراحتى و مانند اينها از چيزهايى كه حواس را پرت مىكند، نباشد.
مسأله ٢- اگر شك كند كه آيا حالت كثير الشك بودن به او دست داده يا نه، بايد بنا را بر عدم آن بگذارد. و اگر شخص كثير الشك در زوال اين حالت شك نمايد، بايد بنا را بر بقاى اين حالت بگذارد در صورتى كه اين شك در اثر امور خارجيّه پيدا شده باشد، ولى اگر در اثر شبهه مفهوميه (ندانستن مفهوم كثير الشك) باشد بايد طبق وظيفهاى كه در شك (براى غير كثير الشك) هست عمل نمايد.
مسأله ٣- براى كثير الشك جايز نيست به شك خود اعتنا كند، بنا بر اين اگر در به جا آوردن ركوع شك دارد و حال آنكه در محل است، جايز نيست ركوع نمايد و اگر ركوع كند نمازش باطل است. و (اگر در قرائت و ذكر شك نمايد) احتياط (واجب) آن است كه قرائت و ذكر را حتى به قصد قربت براى رسيدن به واقع رجاءً هم نياورد، بلكه جايز نبودن آن خالى از قوّت نيست.
و از آن جمله است: شك هر يك از امام و مأموم در ركعات نماز با (يقين داشتن و) حفظ ديگرى، بنا بر اين هر يك از اينها كه شك كند، بايد به ديگرى رجوع نمايد و جارى شدن اين حكم نسبت به شك در افعال نماز هم خالى از وجه نيست. ولى كسى كه گمان دارد، نبايد به كسى كه يقين دارد رجوع نمايد، بلكه بايد طبق گمان خود عمل نمايد و بنابر اقوى كسى كه شك دارد، بايد به كسى كه گمان دارد رجوع نمايد. و اگر امام جماعت در شك باشد، و مأمومين داراى يقينها و اعتقادهاى مختلف باشند، نبايد امام به آنها رجوع