ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٢٠ - چيزهايى كه به آنها تيمّم مىشود
است؛ اگر چه خالى از اشكال نيست. و اما وضو گرفتن در آن مكان اگر با آب مباح باشد، مثل تيمّم در آن است و اشكالى ندارد، خصوصاً اگر نگذارد قطرات وضو به زمين جايى كه در آن زندانى شده ريخته شود و اما وضو گرفتن با آبى كه در آنجا است، در صورتى كه غصبى باشد جايز نيست، مگر آنكه- مانند بيرون از جايى كه در آن زندانى شده- رضايت صاحب آن را احراز كند؛ وگرنه مثل آن است كه آب ندارد و بايد تيمّم نمايد.
مسأله ٦- اگر صعيد نبود بايد به غبار لباس يا نمد زين يا يال چهارپايش از آن چيزهايى كه بر ظاهر آنها غبار زمين هست تيمّم نمايد، در حالى كه بر چيزى كه غبار دارد، دستهايش را بزند، ولى دست زدن بر چيزى كه باطنش غبار دارد، نه ظاهرش، كفايت نمىكند؛ اگر چه با دست زدن بر آن غبار بلند شود. و اين (تيمّم كردن به چيزى كه روى آن غبار است) در صورتى است كه نتواند چيزى را كه غبار دارد، تكان داده و پس از جمع شدن غبار آن (به صورت خاك) بر آن تيمّم نمايد؛ وگرنه واجب است اين كار را بكند. و با نبود غبار، تيمّم بر گل مىنمايد و اگر مىتواند گل را خشك كرده سپس تيمّم نمايد، واجب است چنين كند. و زمين و خاك نمدار جزء گل نمىباشند، بلكه از چيزهايى كه در تيمّم رتبه اول را دارند مىباشند. و وقتى بر گل تيمّم نمود، برطرف نمودن گل دست، بنابر اصح، واجب نيست ولى سزاوار است گل را- همان طور كه (در تيمّم بر خاك) خاك را از دستش مىتكاند- با ماليدن دست تا حدودى برطرف كند. و اما برطرف كردن گل دست با شستن (قبل از آنكه تيمّم تمام شود)، بدون اشكال، جايز نيست.
مسأله ٧- تيمّم بر يخ صحيح نيست، بنا بر اين كسى كه غير از يخ چيز ديگرى را از ميان آنچه كه گفته شد نيابد و به وسيله يخ نتواند مسماى شستن را تحصيل كند (و وضو بگيرد) يا آنكه (چنين كارى) حرجى باشد، اين شخص فاقد هر دو طهور- خاك و آب- است، و بنابر اقوى اداى نماز (از او) ساقط است و بنابر احتياط (واجب) بايد قضا نمايد، و احتياط بيشتر (مستحب) آن است كه نماز را (بدون وضو و تيمّم) ادا هم بنمايد، بلكه احتياط (مستحب) در (خصوص) اينجا آن است كه يخ را بر اعضاى وضو ماليده، و نيز بر آن تيمّم نمايد و نماز را در وقت بخواند، سپس قضاى آن را بعد از وقت، هر زمان كه توانست بخواند.