یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠ - یادداشت آرمان پیامبران - عدالت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٥٠
قهراً ظلم نیز اختصاص به انسان ندارد. این است که عدالت قبل الاجتماع نیز مفهوم دارد که همان اعطاء کل ذی حق حقه [است.].
راه وصول به.
عدالت:
٨. برای عدالت دو چیز لازم است: بیداری و شعور ضعفا، نه تنها احساس غبن بلکه انتخاب راه وصول از اتحاد و نظم و تشکیلات و فراهم آوردن نیرو؛ دیگر ایمان اقویا. ماتریالیستها تنها به شعور و بیداری ضعفا تکیه میکنند.
ولی حقیقت این است که تفاوت راه انبیاء و دیگران این است که [انبیاء] عدالت را به عنوان یک ایده نه به عنوان کوشش برای زندگی بهتر جستجو میکنند، هم ضعیفها [و هم] قوی را مؤمن به عدالت میکنند، لهذا دور و تسلسل ایجاد نمیشود. ماتریالیستها خواستند از راه الغاء مالکیت این دور و تسلسل را از بین ببرند و ممکن نشد، شکل عوض شد.
البته در اسلام تنها به این اکتفا نشده که عدالت ایده خالی باشد و مورد احترام و تقدیس باشد، به علاوه دعوت به قوت و قدرت و وحدت که لازمه رسیدن به حقوق در فرض عدم ایمان قوی [اقویا] است نیز شده است. به قول ویل دورانت هیچ دینی به اندازه اسلام پیروان خود را دعوت به قوت و قدرت نکرده است.
در مکاتب ماتریالیستی و شبه ماتریالیستی حداکثر این بوده است که مبارزه با ظلم به وجود میآورد ولی قادر نیست عادل خلق کند، زیرا عادل بودن به این است که انسان با نفس خود نیز مبارزه کند و عدالت به صورت ایده او درآید.
حقیقت این است که عدالت و هر معنویت دیگری وابسته است به سرسلسله آنها یعنی ایمان به خدا، ولی عدالت منفک از عشق به کمال مطلق بلامفهوم است. رجوع شود به نمره ١١.
نقص فلسفهها و اعلامیهها و قطعنامهها درباره حقوق بشر در این است که قادر نیست ایمان به عدالت را به وجود بیاورد و عدالت را به صورت یک ایده درآورد.
٩. آرمان پیامبران تنها این نیست که خود بخواهند عدالت را به