یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٥ - مکتب انسانیت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٤٠٥
بسازد [١]. صدرالمتألهین میگوید افراد انسان نوع واحد نیستند. انسان به قول کارل، هم مرمر است و هم مرمرتراش.
مسأله مهم که مربوط به شخصیت انسان است و از توابع مسأله پیشین است، این است که انسان در نظام آفرینش چه اندازه مؤثر و حاکم بر سرنوشت خویشتن است، حدود آزادی و استقلال او چقدر است؟ بدون شک مکتبهای جبری مخصوصاً ماتریالیسم و مکانیسم، شخصیت انسان را از این لحاظ سخت کوبیدهاند. آنها سرنوشت انسان را به دست ابزار تولید و عوامل گنگ و لایشعر اقتصاد دادهاند، انسان را بنده مخلوق خود دانسته و در مقابل عوامل اقتصادی او را دست بسته تصور کردهاند (رجوع شود به ورقه «دین و مذهب و سودجویی و طرز روابط تولید»).
٥١. عطف به نمره ٢٩، مسأله دیگر رابطه معنی داشتن و شخصیت داشتن و مقدس بودن انسان است با مقدس بودن و معنی داشتن خود هستی، یعنی با خدا که سر سلسله مقدسات جهان است. پس مقدسات انسانیت فرع بر مقدس بودن خود انسان است و مقدس بودن انسان فرع بر مقدس بودن هستی است. این است مشکل ماتریالیسم از جنبه اجتماعی که هرگز قادر به حل آن نیست.
٥٢. مسائل انسان: آیا حس خدمت و کمک در انسان اصالت دارد یا نه؟ و اگر هست، چه ریشهای دارد؟ مسأله اعجاب و تحسین یا تنفر و تقبیح گذشتگان چه ریشهای دارد و چه چیزی ما را به آنها پیوند میدهد؟ آیا این مسائل وابسته به شکم و پایینتر از شکم است یا نه؟
مکتب انسانیت باید به اینها پاسخ بدهد. نه میتواند اینها را دور بریزد و نه میتواند براساس دیگری غیر از مکتب الهی آنها را تأسیس کند.
ماتریالیسم تاریخی انسانیت را قربانی کرد.
علم یا سوء استنباطهای علمی که سبب سقوط انسانیت شد:.
الف. کشف عدم مرکزیت زمین (مقام انسان در هستی)
[١]. ر. ک: نمره ١٢.