یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٤ - مکتب انسانیت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١، ص: ٤٠٤
و لهذا در اسلام نوع پرستی وجود ندارد، فضیلت پرستی وجود دارد.
نوع پرستی انسان پرستی است، و فضیلت و کمال پرستی انسانیت پرستی است.
اصل در انسانها انسانیت است:
البته یک نکته هست در مکتب اسلام که از نظر اسلام هر انسانی بالفطره دارای انسانیت و فضیلت است و انحراف از انسانیت و فضیلت تحت تأثیر عوامل خارجی [پدید میآید.]«کل مولود یولد علی الفطرة ...». به عبارت دیگر اصل در انسانها انسانیت است.
راز تفاوت انسان دوستی و انسانیت- دوستی در فرض لطیفه قدسی و عدم آن است:
راز تفاوت میان انسان دوستی و انسانیت دوستی در مسأله سرشت انسانی نهفته است که آیا انسان همین پیکر است و تنها یک ماشین است و آثار و اعمالش نتیجه یک جبر ماشینی است و یا آنکه حقیقتی مقدس در او نهفته است که نور الهی و روح الهی است؟ بنا بر فرض اول، انسان دوستی صحیح است نه انسانیت دوستی، زیرا انسانیت از خصایص این ماشین است و خصیصه جبری ماشینی است و علت ندارد که کار ماشینها به آنها قداست بدهد. ولی بنا بر نظر دوم، انسانیت عبارت است از بروز و ظهور و تجلی همان حقیقت قدسی.
دین انسانیت نمیتواند صلح کل باشد، به خلاف دین انسان:
از اینجا معلوم میشود اینکه برخی دنبال دین انسانیت میروند و با بیرنگ کردن همه چیز حتی توحید و تثلیث، بت پرستی و آتش پرستی، [میخواهند] همه را متحد کنند اشتباه میکنند؛ دین انسانیت نمیتواند با همه ادیان سازگار شود، دین انسان میتواند صلح کل باشد و با همه سازگار درآید. اینها به دنبال دین انسان میروند و نام آن را دین انسانیت میگذارند.
این تفاوت میان انسان و انسانیت از مختصات انسان است. در حیوان فرقی میان فرس و فرسیت نیست، میان غنم و غنمیت، سگ و سگی، الاغ و الاغی، گربه و گربهای نیست، زیرا آنها بالفعل به دنیا میآیند و قضا و قدر آنها به دست خودشان نیست. ولی انسان موجودی است که بالقوة والفطرة انسان است و خود باید خود را انسان بالفعل