انسان و قرآن - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٠ - مقام معلم
آن كه دست قدرتش خاكت سرشت *** حرف حكمت بر دل پاكت نوشت
تعليم و تاديب بايد در متن اجتماع و اطوار و شئون حقيقت ما قرار بگيرد نه در حاشيه زندگى ما . اگر آن توفيق را يافتيم , و ان شاء الله مى يابيم , كه قرآن در متن اجتماع و حقيقت ما پياده بشود نه در حاشيه زندگى ما , مثلا فقط در طاقچه خانه و در جيب ما باشد , آنگاه صاحب مدينه فاضله خواهيم شد و به كمال انسانى خود نايل خواهيم آمد .
در نظر بگيريد باغبانى بخواهد نهالهايى را بپروراند : اين باغبان دستورالعمل و بينش و دانش و تجربه ها و آدابى در تربيت و تاديب نهال دارد , بايد اين تجربيات و دستورات را در متن نهال پياده كند كه در چه وقتى بايد آبش بدهد , و چگونه و تا چه حدى تغذيه اش نمايد , و در چه زمانى به پيراستن آن دست به كار شود , و همچنين در ديگر آداب و دستوراتى كه يك نهال مى خواهد تا رشد كند و به كمالش برسد , بايد اين آداب و دستورات در نگاهداشت صورت استكمالى يك نهال در متن حقيقت او پياده شود , كه اگر كتاب اين آداب و دستورات را بر گردن نهال ببندد اما در متن آن پياده نكند به حال نهال سودى ندارد , در مسير استكمالى خود قرار نمى گيرد , همچنين است مثل قرآن با ما ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم [٢] .
عارف سنائى گويد :
عجب نبود گر از ايمان نصيبت نيست جز نقشى *** كه از خورشيد جز گرمى نبيند چشم نابينا
عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد *** كه دارالملك ايمان را مجرد بينداز غوغا
علم الهدى سيد مرتضى , در مجلس بيست و هفتم از كتاب اماليش معروف به غرر و درر , روايتى از جناب رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده است
[٢]اسراء ١٧ : ٩ .