ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٦٠ - پيامبر و اجتهاد
از اين رو مخالفت با اجتهاد او را جايز ندانسته اند .
٣ ـ عالمان اهل سنت بر اين اعتقادند كه اگر در اجتهاد پيامبر خطايى حاصل مى شد خداوند آن را نمى پذيرفت و بلافاصله به واقع امر او را ارشاد و راهنمايى مى كرد ( به كتابهاى كشف الاسرار شرح اصول بزودى و اصول سرخسى و غاية التحقيق شرح حسائى و توضيح صدرالشريعه مراجعه كنيد ( .
اختلاف نظر در صدور اجتهاد از پيامبر
انديشمندانى كه اجتهاد را در مرحله ثبوت و اصل جواز آن را براى رسول خدا ( در آنجايى كه وحى در حوادث واقعه فرود نيامده باشد ) جايز دانسته اند وقتى به مرحله اثبات و واقع شدن اجتهاد از او رسيده اند به دو دسته انشعاب يافته اند .
قائلان به عدم صدور اجتهاد از پيامبر
گروهى از عالمان اهل سنت معتقدند كه اصل اجتهاد اگر چه براى پيامبر جايز بوده است اما پيامبر هرگز در احكام اجتهاد نكرده و از اين گذرگاه مجاز عبور ننموده است .
دسته ديگر از محققان اهل سنت همچون علامه ابوحامد غزالى و نيز علامه باقلانى از اظهار نظر پيرامون اين موضوع خوددارى نموده زيرا دليل قطعى بر اين جهت نيافته است . ( رجوع شود به : المستصفى فى علم الاصول ج ٢ , ص ٣٥٦ و شرح المحلى لجمع الجوامع و حاشيه البنانى ج ٢ , ص . ( ٣٨٧
علامه شوكانى در كتاب (( ارشاد الفحول )) مى گويد : صيرفى در شرح الرساله گمان برده كه محمد بن ادريس شافعى نيز در اين موضوع از اظهار نظر خوددارى نموده است و مى افزايد زيرا او اقوال را نقل نموده و هيچيك از آنها را اختيار نكرده است .
قائلان به واقع شدن اجتهاد از پيامبر
گروهى ديگر از عالمان اهل سنت معتقدند كه اصل اجتهاد براى پيامبر جايز بوده و به مرحله تحقق و عينيت نيز رسيده است . علامه شيخ حسين بن شهاب الدين كركى عاملى ( م . ١٠٧٦ ) در كتاب هداية الابرار ( ص ٢٩٨ ) مى نويسد : گروهى از آنان ـ كه اكثريت علماى اهل سنت را تشكيل مى دهند ـ بر اين باورند كه پيامبر عمل بهاجتهاد