ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٦١ - پيامبر و اجتهاد
كرده و اجتهاد از او واقع شده است از جمله معتقدان به اين مطلب عبارتند از :
علامه سيف الدين آمدى شافعى [٦٣١] صاحب كتاب الاحكام فى اصول الاحكام
علامه ابو عمر و عثمان بن عمر مالكى معروف به ابن حاجب ( ٥٧٠ ـ ( ٦٤٦ صاحب كتاب منتهى السئول و الامل .
علامه احمد بن عبدالحكيم حرانى حنبلى معروف به ابن تيميه ( ٦٦١ ـ ( ٧٢٨ صاحب كتاب منهاج الاصول .
علامه محمد بن عبدالوهاب حنفى معروف به ابن الهمام ( م ٨٦١ ) صاحب التحرير فى اصول الفقه كه تصريح مى كند : پيامبر مأمور بوده در همه موارد اجتهاد كند و بر اساس اجتهاد احكام را بيان نمايد . سپس بر اين مدعا دلايلى را از كتاب و سنت ذكر كرده است .
علامه شوكانى ( م ١٢٥٠ ) در كتاب ارشاد الفحول ( رجوع شود به تيسير التحريرج ٤ , ص . ( ١٨٥
علامه شيخ محمد انور كشميرى ( م ١٣٥٢ ) صاحب كتاب فيض البارى كه در جلد اول ص ٢٢ كتاب مذكور مى نويسد : پيامبر در هنگام بروز واقعه اى منتظر وحى بود و در صورتى كه وحى نمى شد به هنگام ضرورت مطابق رأى و نظر شخصى خود عمل مى نمود . ( بيشتر حنفيان داراى همين نظريه بوده اند . (
علامه بهارى در كتاب مسلم الثبوت ( ج ٢ , ص ٣٦٦ ) مى گويد : حنيفان بر اين اعتقادند كه پيامبر بعد از انتظار وحى و به هنگام فوت حادثه به اجتهاد مأمور مى شده است . كمال الدين ابن الهمام در التحرير ص ٥٢٥ مى گويد : حنفيان بر اين نظريه اند كه پيامبر به انتظار وحى مى بود و اگر نازل نمى شد و خوف فوت حادثه مى رفت مأمور به اجتهاد مى شد . علامه سرخسى در اصول ( ج ٢ , ص ٩١ ) و علامه عبدالعلى محمد بن نظام الدين انصارى در كتاب فواتح الرحموت فى شرح مسلم الثبوت محب الله بن عبدالشكورى بهارى داراى همين نظريه اند . دسته اى بر اين اعتقادند كه پيامبر تنها در زمينه جنگها و امور دنيوى اجتهاد مى نموده است نه در احكام شرعى و دسته ديگرى همچون قاضى وجبائى بنا به نقل در كتاب المحصول معتقدند : تنها در جنگها اجتهاد از او صادر شده است .