ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٥٩ - پيامبر و اجتهاد
من علم الاصول ابوحامد محمد غزالى ( ج ٢ , ص ٣٥٥ ) و المسوده ابن تيميه ( ص ٥٠٧ ( و مختصر ابن حاجب با شرح عضدالدين ايجى ( ج ٢ , ص ٢٩١ ) و اصول سرخسى ( ج ٢ , ص ٩١ ) و التحرير ابن الهمام ( ص ٥٢٥ ) و نهاية السئول فى شرح منهاج الاصول مراجعه نماييد .
٦ ـ عدم جواز اجتهاد براى پيامبر از نظر عقل و شرع
بزرگ عالم شيعه علامه حلى در مبادى الوصول الى علم الاصول ( ص ٢٤ ) جواز عقلى و شرعى اجتهاد را براى پيامبر منكر است و اين نظريه بيشتر عالمان اماميه است .
تذكر چند نكته
مناسب است در اين جا چند نكته تذكر داده شود :
١ ـ انديشمندان اهل سنت اجتهاد از راه رأى را براى پيامبر در آنجا كه وحى فرود نمىآمد جايز دانسته اند . در اينكه آيا جواز در اين جا به معناى اباحه است و يا وجوب اختلاف نظر دارند .
بعضى گفته اند : به معناى اباحه است , و اين نظريه را به ابن الهمام محمد بن عبدالوهاب حنفى و بعض ديگر نسبت داده اند .
برخى ديگر گفته اند به معنى وجوب است . در اين ميان عده اى ديگر تفصيل داده اند ميان حق مردمى و حق خدا و در اين باره گفته اند : جواز اجتهاد او درباره حق مردمى به معناى وجوب است ولى درباره حق خدا به معناى اباحه است .
و برخى ديگر مانند علامه عبدالعلى محمد بن نظام الدين انصارى در فواتح الرحموت فى شرح مسلم الثبوت ( ج ٢ , ص ٣٦٩ ) فرقى بين جواز به معناى اباحه و جواز به معناى وجوب نگذاشته زيرا بازگشت جواز به معناى اباحه به وجوب است . چون معناى جواز اجتهاد عمل به آنچه كه مجتهد از دليل مى فهمد مى باشد و عمل بر طبق دليل واجب است . . . , ولى وجوب عمل مطابق دليل در جايى است كه از راه اجتهاد آن احراز شود و با واجب نبودن اجتهاد و اعمال نكردن آن دليل حكم احراز نمى شود پس چگونه مى توانيم بگوييم تفاوتى بين جواز اجتهاد معناى اباحه و جواز اجتهاد معناى وجوب نيست .
٢ ـ عالمان اهل سنت اجتهاد پيامبر را از قبيل وحى باطنى و يا شبيه آن دانسته اند ,