ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٨ - پيشگفتار
سپس محشى نقل مى كند , عبارت مصنف كه گفت : كسى كه بر اين تعريف آگاه شود و معناى رأى را بشناسد بدون آنكه به تأمل و برهانى نياز باشد به منع و رد آن بسنده مى كند , زيرا رأى به اين معنا سخنى است بدون دليل و مدرك .
وى سپس مى گويد : (( و كان حدوث الرأى فى القرن الاول ( قرن الصحابه ) و القياس فى القرن الثانى )) يعنى رأى در قرن اول و قياس در قرن دوم پديد آمد .
البته كلام محشى كتاب ابن حزم درباره آغاز پيدايش رأى , درست است , ولى نسبت به پديده قياس ناتمام است , زيرا در بحث قياس تحت عنوان (( سير تاريخى قياس )) ثابت شد كه پيشينه تاريخى اين اصطلاح به عصر خلفاى پيامبر باز مى گردد , زيرا تاريخ بيانگر اين واقعيت است كه ابوبكر وعمر بن خطاب و عثمان بن عفان در مواردى كه نص خاص نمى يافتند به مشورت مى پرداختند و سپس براى شناخت حكم موضوع جديد به قياس و اجتهاد به رأى متوسل مى شدند .
١١ ـ مناسبت اجتهاد به رأى با قياس
فقها و انديشمندان مذاهب اسلامى در اينكه رأى مساوى با قياس است , يا با استحسان يا با مصالح مرسله يا با ذوق شخصى يا با امر مبهم , بدون اينكه داراى عنوان خاصى باشد , اختلاف نظر دارند .
برخى مانند : محمد بن ادريس شافعى ( پيشواى مذهب شافعى ) قياس را مرادف و مساوى با اجتهاد از راه رأى دانسته است .
وى در رساله اصولى خود ( ص ٤٧٧ ) مى نويسد : (( فما القياس أهوالاجتهاد : ام هما مفترقان ؟ قلت : هما اسمان بمعنى واحد )) . يعنى قياس چيست آيا قياس همان اجتهاد است يا آنكه بين اين دو تفاوت است ؟ مى گويم : قياس و اجتهاد دو اسمند كه مفهوم يك معنا را مى رسانند .
و نيز علامه سرخسى صاحب كتاب (( المبسوط )) اجتهاد را با قياس مرادف مى داند .
و برخى ديگر مانند بيشتر انديشمندان اهل سنت بر اين عقيده اند كه اجتهاد به رأى اعم از قياس است و شامل قياس و غير آن نيز مى شود از آن جمله است :
سيف الدين آمدى در كتاب الاحكام فى اصول الاحكام و استاد مصطفى عبدالرزاق در كتاب تمهيد تاريخ فلسفه اسلامى ( ص ١٣٨ ) و جز اينها .