ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٩ - پيشگفتار
بعضى مانند محمد ابوزهره , در كتاب (( تاريخ الفقه الاسلامى )) ( ج ١ , ص ٣٤ ) بر اين اعتقاد است كه رأى داراى يك معناى مبهم و عارى از هر گونه عنوانى بوده و سپس در عصر دوم داراى معناى خاصى شد و آنگاه به شكل قياس درآمد .
محمد يوسف موسى مى گويد : (( حقيقت رأى در اين دوره چيزى كه در زمان رؤساى مذاهب چهارگانه قياس ناميده شده است نبوده , ولى با اين وصف از آن چندان هم دور نبوده است گر چه شرايطى را كه در اين زمان براى قياس بود در آن زمان براى آن وجود نداشته , زيرا اين شرايط در عصر پيشوايان مذاهب اربعه به وجود آمد .
نگارنده بر اين اعتقاد است كه رأى اعم از قياس است قياس و غير آن را نيز در بر مى گيرد , زيرا قياس به گونه اى است كه با نص ارتباط دارد و همان گونه كه مكرر گفته ايم :
قياس سرايت دادن حكم اصل است ( كه با نص ثابت است ) به فرع كه داراى حكم خاص از راه نص نمى باشد از جهت اشتراك آنها در امرى , اما در اجتهاد از راه رأى چنين قيدى در ميان نيست پس همان گونه كه تشريع حكم براى موضوع جديد ممكن است بر اساس اشتراك آن با موضوعى كه حكم براى آن به دليل ثابت است باشد همان طور ممكن است بر اساس رأى و مصلحت انديشى حكم براى آن باشد , بدون اينكه آن موضوع شباهتى به موضوعى كه داراى نص خاص است داشته باشد .
١٢ ـ معانى رأى در اصطلاح علمى
واژه رأى در اصطلاح علمى داراى سه معنا است :
١ ـ معناى عام بدون قيد
٢ ـ معناى خاص
٣ ـ معناى اخص
١ ـ معناى عام رأى عبارت است از : (( تشريع حكم اعم از كلى و جزئى براى رويدادهاى نوين و مسائل مستحدث بر اساس رأى و تفكر شخصى , بدون اينكه محدود به حدود و مقيد به قيودى باشد و حتى اگر آن حكم بر خلاف نص كتاب و يا سنت باشد . ((
٢ ـ معناى خاص آن عبارت است از تشريع حكم براى موارد جزئى بر اساس رأى و تفكر شخصى ولى با حدود و قيودى كه عبارتند از :