ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٧٠ - ابن ادريس طلايه دار دوره پنجم
تعالى حكايت نمى كند مگر آنچه را كه ديده و آنگاه به آن يقين پيدا مى كرد و او اجل قدرا و اكثر ديانة است از اينكه مطلبى را كه از سيد مرتضى نشنيده و تحقيق نكرده از وى حكايت نمايد .
و نيز جز اينها از موارد ديگر كه نيازى به بيان آنها نيست .
سخن عجيب مامقانى درباره ابن ادريس :
با تجليل و احترامى كه ابن ادريس از جدش شيخ طوسى مى نمود , جاى تعجب و شگفتى است كه در آن عصر نسبت به ابن ادريس روا داشته شده كه او نسبت به شيخ طوسى جسارت نموده است , و شگفت آورتر آنكه مرحوم مامقانى جسارت و توهين او را نسبت به شيخ طوسى از كتاب طهارت سرائر نقل كرده است .
وى در كتاب تنقيح المقال ( ج ٢ , ص ٧٧ ) مى نويسد : ابن ادريس در زمينه مسأله پاك بودن آب قليل در صورتى كه كر بودن آن با دو آب نجس حاصل شده باشد , در هنگام نقل قول از شيخ طوسى به نجاست آن آب چنين گفته است : (( خالى شيخ الاعاجم ابوجعفر الطوسى يفوح من فيه رائحه النجاسة و هذا قد بلغ منه فى اسائة الادب )) يعنى دايى من شيخ اعاجم ابوجعفر طوسى از دهانش بوى نجاست مىآيد و اين نهايت اسائه ادب و توهين است .
ولى حقيقت امر اين است كه گفتار مامقانى خلاف واقع بوده و در هيچ جايى از كتاب سرائر اثرى از اينگونه عبارات به چشم نمى خورد . ((
شيخ حر عاملى در كتاب خود ( ج ٢ , ص ٢٤٣ ) مى گويد : (( شيخ طوسى دايى ابن ادريس نبوده بلكه جد مادرى او بوده است و نسبت او از جانب مادر با سه واسطه به شيخ طوسى مى رسد . ((
در هر حال من بر اين اعتقادم كه شيخ مامقانى بدون مطالعه كتاب طهارت سرائر نسبت ياد شده را به ابن ادريس روا داشته و اعتماد او در مقام نقل جمله مذكور بر آن گفتارى بوده كه از مردم شنيده بوده و معقول نيست كه ابن ادريس در مورد شيخ طوسى اينگونه سخن بگويد . و عجيب تر آنكه مامقانى در ادامه سخن پيشين خود مى گويد : (( و قد تداول على السنة المشايخ ان هذه الاسائة للادب هى التى قصر عمره و مات و هو ابن خمس و ثلاثين سنه و ليس ببعيد . . . ـ بر سر زبانهاى بزرگان متداول گشت كه اسائه ادب