ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٨١ - تقريب منابع فقه از ديدگاه مذاهب
در كتاب المستصفى نوشته ابوحامد محمد غزالى ( ج ١ , ص ١٣٧ ) , و كتاب حجة الله البالغه اثر دهلوى ( ج ١ , ص ٣١١ ) آمده كه شافعى درباره كسى كه استحسان را به كار گيرد , گفته است : (( فانه اراد ان يكون شارعا )) او اراده كرده كه شارع باشد . همچنين شافعى در رساله اصولى خود ( ص ٥٠٧ ) در اين زمينه گفته است :
(( الاستحسان تلذذ )) يعنى استحسان عبارت است از حكم بر طبق ميل و هوا و هوس .
بينش دوم درباره استحسان اعتقاد دارد كه استحسان معتبر و حجت است . جمع ديگرى از پيشوايان داراى اين بينش و نظريه عبارتند از :
ـ ابوحنيفه , پيشواى مذهب حنفى .
پيشينه تاريخى اعتبار استحسان به عصر صحابه رسول خدا بر مى گردد . زيرا نخستين كسى كه استحسان را براى شناخت احكام شريعت وارد صحنه استنباط ساخت , عبدالله بن عمر بوده است . كتاب فقهى او ( ص ١١٣ ) به اين مطلب اشاره دارد . سپس برخى ديگر از او پيروى نموده اند و در نتيجه آن , استحسان در مسير گسترش قرار گرفت تا آن كه در اواخر نيمه قرن دوم از گسترش چشمگير برخوردار شد , زيرا ابوحنيفه ( ٨٠ ـ ١٥٠ ) مانند قياس , به استحسان اهميت مى داد و براى شناخت احكام , آن را به كار مى گرفت . پس از او پيروانش نيز به استحسان اهميت دادند .
ـ مالك بن انس اصبحى , پيشواى مذهب مالكى و پيروانش .
استاد محمد سلام در كتاب المدخل للفقه الاسلامى ( ص ٢٥٧ ) از مالك نقل مى كند كه گفته است : (( الاستحسان تسعة اعشار العلم )) يعنى استحسان نه دهم علم است .
سبب خلاف در اعتبار مصالح مرسله :
نظر فقها و دانشمندان مذاهب اسلامى درباره اعتبار مصالح مرسله يكسان نيست . فقهاى مذهب حنفى , مصالح مرسله را به عنوان يكى از منابع و مبانى شناخت احكام شريعت نپذيرفته اند .
عالمان مذهب ظاهرى ( پيروان داود اصفهانى ) نيز آن را به عنوان منبع شناخت نپذيرفته اند و بر اين عقيده اند كه احكام الهى اعم از مسائل عبادى و غير عبادى , غير معقولة المعنى هستند , يعنى ملاك آن براى ما غير قابل درك است , بدين جهت