ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٠١ - وجود اجتهاد از راه رأى
بلى زمانى كه اهل اجتهاد از دوره اول كه دوره نص بود دور شدند نياز به قوانين خاص و علوم مخصوص در شناخت پيدا نمودند و هر چه دورى آنها از زمان نص بيشتر شد نياز به آنها نيز بيشتر احساس گرديد زيرا مراتب ابهام و پيچيدگى و مشكلات در مقام استنباط احكام حوادث واقعه بيشتر گرديد كه در نتيجه براى زدودن ابهامها و حل مشكلها چاره اى جز از راه آن قواعد و قوانين خاص نبوده است .
٣ ـ وجود اجتهاد از راه رأى
بجاست بحث از وجود اجتهاد از راه رأى را در اين دوره در دو مقام مطرح نماييم :
الف ـ اجتهاد از راه رأى ( زمان صحابه (
ب ـ اجتهاد از راه رأى ( زمان تابعين (
اجتهاد از راه رأى ( يا اجتهاد آزاد ) در اين دوره ( زمان صحابه ) وجود داشته است . زيرا مصادر اوليه نمايانگر اين حقيقت است كه ابوبكر و عمر بن خطاب و عثمان بن عفان در مواردى كه در عناصر خاصه استنباط ( كتاب و سنت ) براى شناخت احكام مسائل و رويدادهاى تازه , نص نمى يافتند به مشورت با اصحاب رسول خدا مى پرداختند . اگر بر حكم آن مسأله اتفاق نظر بين آنان بود مطابق آن عمل مى كردند و اگر چنين نبود به قياس و اجتهاد از راه رأى متوسل شده و پاسخگو مى شدند .
پس از آنان آنكه بيش از همه به اجتهاد از راه رأى اهميت مى داد عبدالله بن مسعود ( م ٢٣ ) و پس از او شاگردان معروفش از قبيل علقمة بن قيس نخعى ( م ٦ ٦٥ / هجرى ) و پس از آنان ابراهيم يزيد نخعى ( م ٩٥ هجرى ) و بعد از او شاگردش حماد بن ابى سليمان ( م ١٢٠ ) و پس از او شاگردش ابوحنيفه ( م ١٥٠ ه . ق ) كه در اواخر ايام تابعين مى زيست , بوده است . در اين مسأله جاى هيچ گونه شك و ترديدى نيست .
سخنان بزرگان اهل سنت در اين زمينه
ابن قيم جوزى صاحب كتاب اعلام الموقعين عن رب العالمين مى گويد : عمل اصحاب به قياس و رأى به طور معنوى در قضاياى متعددى به ثبوت رسيده است . وى در همان كتاب ( ج ١ / ص ٦١ ـ ٢٤ ) مى گويد : برخى از اصحاب مانند ابن مسعود و ابوبكر پاسخ مسائل را از راه رأى مى گفتند .