ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٣ - تفسير
بوده ولى منافقان در همان حال ترس و رعب بماندند.
(يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ)- يعنى خواب فقط گروهى را كه مؤمنان بودند بگرفت و علت اين مطلب اين بود كه مشركان مسلمين را تهديد ببازگشت خود و جنگ دوباره كردند و مؤمنان آماده جنگ و دفاع ايستادند خداوند در اينوقت حالت امنى بر مؤمنان فرستاد تا خواب راحتى بر چشمانشان مستولى شد بخلاف منافقان كه ترس از بازگشت كفار آنها را بيتاب كرده بود (از ابن اسحاق و ابن زيد و قتاده و ربيع)( وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ)- و عدهاى كه بخود مشغول بودند و گفتهاند: يعنى نفسشان آنها را بهم و اندوه وا داشته بود و معنى اينست كه همتشان بر خلاص نفس خودشان بود و عرب اين لفظ را(أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ) بر هر آدم ترسانى كه هم بر خلاص كردن خود او را بهراس افكنده باشد بطورى كه از هر چيز ديگرى منصرف باشد استعمال ميكند.
(يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ)- يعنى مثل زمان جاهليت خود گمان ميكنند خداوند محمد ٦ و مسلمين را يارى نخواهد كرد.
و گفتهاند: يعنى مثل اهل جاهليت كه كفار و مشركين هستند فكر و گمان ميكنند يعنى وعد و وعيد حق را دروغ مىپندارند.
و گفتهاند: ظن آنها همان است كه در جمله بعد توضيح داده شد كه ميفرمايد:
(يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ)- يعنى بعضى به بعضى ديگر گويند آيا ما را از فتح و نصرت حق نصيبى خواهد بود. و اين سخن را از راه تعجب و انكار ميگفتند.
يعنى هيچيك از اينها براى ما نخواهد بود. و گفتهاند معنى آن اينست كه ما با اكراه از مدينه بيرون آمديم و اگر اختيار با ما بود بيرون نميشديم.
و گوينده اين سخن بهر معنى كه باشد از عبد اللَّه ابىّ و معتب بن قشير و دار و دسته آن دو بودند (از زبير بن عوام و ابن جريح).
(قُلْ)- اى محمد بگو( إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ)- همه امور بدست خداست. هر كه را بخواهد يارى كند و هر كس را كه بخواهد خوار گرداند هر كه را او يارى كند كس نتواند كه خوارش سازد و