ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧ - اعراب
خواندهاند و ديگران بتخفيف «ياء».
حجت:
مبرد گويد: ميان علماء بصره اختلافى نيست كه هر دو ميت با تشديد ياء و بى- تشديد مساوى است و باين شعر شاعر استدلال كرده كه:
|
ليس من مات فاستراح بميت |
انما الميت ميت الاحياء |
|
كه ميت اول و دوم بسكون و سومى بتشديد ياء است و هر سه بيك معنى است.
بعضى گفتهاند كه ميت با تشديد كسى است كه هنوز نمرده (و بعداً ميميرد چنان كه گويى كه فلانى ميت خواهد بود) و ميت با سكون كسى است كه مرده است ولى قول صحيح همان اولى است (كه فرقى بين اين دو نيست).
لغت:
تنزع مشتق از نزع است.
نزع: كندن چيزى است از چيزى.
نزع فلان الى اخواله، يعنى فلانى بواسطه شباهتى كه با دايىهاى خود دارد گويا از آنها جدا شده و بمنزله يكى از آنها گشته.
نزاع: بمعنى ناله هم آمده.
نزوع از چيزى يعنى ترك آن.
تولج: مشتق است از مصدر ايلاج.
ايلاج: داخل كردن، گفته ميشود: «اولجه فولج» يعنى داخل كرد آن را پس داخل شد.
ولج «ولوجاً و ولجاً و لجّة» داخل شد.
اعراب:
اللهم: بمعنى يا اللَّه است و «ميم مشدده» عوض از «ياء» است زيرا ياء و ميم هرگز در كلام عرب با هم ديده نشده و از اينجا دانسته ميشود كه ميم آخر كلمه بمنزله يا در اول آنست. اين قول سيبويه و خليل است.