ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٤ - لغت
بيان آيه ١١٦- ١١٧
لغت:
١- اغنى عنه: ضررى را از او دفع كرد.
اغناه عن كذا: او را از آن بىنياز كرد.
غنى درباره خداوند باين معنى است كه خداوند مخصوص بقدرتى است كه هيچكس و هيچ چيز او را عاجز نتواند كرد و خدا غنى است يعنى احتياج بر او جايز نيست.
٢- اصحاب النار- اصحاب النار يعنى هميشه ملازم آتش هستند چنان كه به صحرا نشينان اصحاب صحرا گويند چون هميشه در آنجا ساكنند و اصحاب زمين و ده بمعنى مالك زمين و ده ميباشد.
و اصحاب مرد يعنى اعوان و اتباعش و اصحاب عالم يعنى شاگردانش.
٣- اصل مصاحبت يعنى ملازمت و همراه بودن.
٤- نار: اصل آن نور است كه جسم لطيفى است كه در آن حرارت و نور مىباشد.
٥- ريح جمع آن رياح است و روح آدمى از همين ماده است چون بواسطه روح ريح طيب در نفس آدمى داخل ميشود.
و نيز ارتياح، تروّح: راحت از تعب و رنج از اين ماده مشتق است و نيز از اينست روح زيرا در لطافت مثل ريح است و همچنين است رائحه چون ريح آن را به شامه ميرساند.
٦- صرّ: سرماى شديد اصل آن از صرير است كه بمعناى صوت ميباشد. زجاج گويد: صرّ صوت و صداى شعلههاى آتش است كه باد در آن وزد و ممكنست بمعناى صداى باد تند باشد.
و صرّه از صفات باد شمال است كه آن را چنين وصف ميكنند كه در آن قعقعه است