ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٠ - لغت
بيان آيه ٩٦- ٩٧
قرائت:
اهل كوفه جز ابو بكر و أبي جعفر حج بكسر (حا) خوانده و بقيه (حج) بفتح آن قرائت كردهاند.
لغت:
١- اول هر چيزى ابتدا و آغاز آنست و چيزى كه اول و ابتدا دارد ممكنست آخر هم داشته باشد (مثل همه اشياء) و ممكنست نداشته باشد مثل خود واحد كه اول است (در عدد) ولى آخر ندارد (اعداد نامتناهى است) و نعمتهاى بهشت اول دارد و آخر ندارد.
٢- اصل بكة: بك است بمعنى زحم. و تباك الناس: يعنى ازدحموا (ازدحام كردند) پس بكه محل ازدحام مردم است براى طواف و عبارت است از اطراف كعبه در داخل مسجد الحرام.
گفتهاند بكه گفته شده چون گردن جبارانى را كه در آن ستم پيشه كنند درهم ميشكند و بايشان مهلت نمىدهد و بك بمعنى شكستن گردن است.
٣- مكه ممكن است اشتقاق آن مثل بكه باشد و ميم ابدال از با باشد چنان كه گويى ضربة لازب و لازم كه هر دو (لازم- لازب) يكى است و ممكنست مشتق باشد از امتك الفصيل: (يعنى بچه ناقه هر چه در پستان ناقه بود بشدت مكيد بطورى كه هيچ باقى نماند) و مكه را باين نام ناميدهاند بواسطه كم آبى (گويا آبش مكيده شده) ٤- و بركه در اصل بمعنى ثبوت است مشتق از (برك. بروكاً و بركاً) يعنى بحال خود ثابت است و بركت ثبوت و ماندن خير است در حال نمو.
بركة- گودال شبيه حوض كه آب را در خود نگهميدارد از همين ماده است كه