ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٤ - تفسير
فرار كردند اينست كه خداوند ايشان را مورد عتاب قرار داده (از حسن و مجاهد و ربيع).
(مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ): ضمير در «تلقوه» و «رأيتموه» بمرگ بر ميگردد يعنى قبل از اينكه اسباب مرگ را كه جنگ است ببينيد آرزوى شهادت ميكرديد و اكنون ديديد.
و مراد از ديدن موت ديدار اسباب و مقدمه موت يعنى جنگ و جهاد است چون مرگ ديدنى نيست.
(وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ): گفته شده كه اينجمله تأكيد رؤيت است چنان كه گويى آن را با چشم خود ديدم كه كلمه با چشم خود تأكيد ديدم ميباشد و اين تأكيد براى اينست كه معلوم شود مراد رؤيت با قلب نيست بلكه ديدن با چشم است.
و گفتهاند يعنى: در حالى كه محمد ٦ را مىبينيد و در جمله محذوفى است.
(فلم انهزمتم: يعنى چرا فرار كرديد) در حالى كه محمد ٦ را مىبينيد.
اگر سؤال شود چگونه مؤمنان آرزو داشتند كه مشركان آنان را بكشند تا به درجه شهادت نايل شوند؟ و اصلا چنين آرزويى جايز است؟
جواب گوييم جايز نيست زيرا قتل مشركين ايشان را گناه است و آرزوى معصيت جايز نيست چنان كه خداوند هم چنين ارادهاى نميكند و بچنين كارى امر نميفرمايد پس مراد اينست كه مؤمنان تمنى شهادت داشتند به اينكه آن قدر در جهاد مقاومت كنند تا جان خود را فدا نمايند.