ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٤ - لغت
بيان آيه ١٢٣- ١٢٦
ابن عامر منزّلين با تشديد «زاء» و ديگران بدون تشديد خواندهاند.
لغت:
١- بدر جايى بين مكه و مدينه است زيرا در آنجا آبيست متعلق به مردى بنام بدر، كه مكان را بنام صاحب آن ناميدهاند.
واقدى گويد بدر اسم موضع مذكور است و بعلاوه هر چيزى كه بحد كمال رسد بدر است و بماه آسمان در شب تمام (شب ١٤) بدر گويند بعلت پرى و كامل بودن آن.
عين بدره: چشمه پر و مملو از آب.
٢- كفاك: حسبك: يعنى كافى است ترا. فرق بين اكتفاء و استغناء اينست كه اولى بس كردن بقدر حاجت و رفع نياز است و دومى وسعت در چيزى كه رفع حاجت ميكند ميباشد.
٣- امداد: چيزى را پى در پى و حالًا بعد حال دادن.
مدّ در سير يعنى استمرار و ادامه دادن در آن و استمر بهم اليسر: يعنى سيرشان طولانى شد.
و مد النهر: يعنى جارى شد.
در شر مدّ بكار رود (مدّ فى الشر) و در خير امدّ (امدّه فى الخير).
٤- فور: در اصل بمعنى جوشش ديگ است و از اين ماده است فوره غضب: يعنى جوشش خشم چون شبيه بجوشش ديك است و فواره (معمولى) از همين ماده است چون آب را بيرون ميريزد چنان كه ديگ جوشان محتوى خود را بيرون ميريزد.
و نيز از اين ماده است جاء على الفور (فورى آمد) يعنى در همان ابتداء گرمى و حرارت قبل از آنكه دلش نسبت به آن سرد شود و گرماى علاقهاش فرو نشيند آمد.