ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٩ - تفسير
دلالت دارد بر اينكه قرعه براى تميز حقوق مردم مدخليت و موردى دارد و حضرت صادق «٧» فرمود: هيچ قومى نيست كه قرعه بزنند و كار خود را در آن بخدا واگذارند الا اينكه سهم صاحب حق از قرعه در آيد و نيز فرمود: چه قضيهاى از قرعه عادلتر است وقتى كه كار بخداى تعالى واگذار شود؟! و خداوند ميفرمايد:(فَساهَمَ ...) يعنى درباره يونس قرعه زدند و او بحكم قرعه بدريا افتاد و حضرت باقر فرمود: اول كسى كه دربارهاش قرعه زدند مريم بود و اين آيه را خواند. سپس درباره يونس قرعه زده شد و سومين كس عبد اللَّه بود كه عبد المطلب را ٩ پسر روزى شد و با خداوند نذر كرد كه اگر دهمين فرزند باو داده شود او را ذبح كند و چون عبد اللَّه بدنيا آمد بواسطه اينكه نبى اكرم در صلب او بود نميتوانست او را ذبح كند لذا ١٠ شتر آورد و در بين آنها و عبد اللَّه قرعه زد كه كدام را ذبح كند و سهم (نشانه قرعه) بنام عبد اللَّه در آمد ١٠ شتر ديگر براى قرعه افزود باز بنام عبد اللَّه آمد و بهمين منوال تا بصد شتر رسيد تا در صد شتر قرعه بنام شتر در آمد عبد المطلب گفت: من با خدايم انصاف نكردم و در آخر سه بار قرعه را تكرار كرد و هر سه بار بنام شتر در آمد. در اين موقع گفت:
الان دانستم كه خدا بجاى عبد اللَّه بشتران راضى است و آنها را نحر كرد.