ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨٧ - تفسير
از خدا منتفى است.
(رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ): در معنى اين جمله وجوهى است:
١- يعنى خدايا هر كه را بآتش افكنى او را رسوا و خوار كردهاى- از ماده خزى.
٢- يعنى او را هلاك كردهاى.
٣- يعنى او را در جايى و مقامى قرار دادهاى كه از آن شرمگين است و در اين صورت از خزايت مشتق است كه بمعنى استحياء است.
اهل تأويل در مقصود از اين آيه اختلاف كرده و چند قول گفتهاند:
١- از انس بن مالك و قتاده نقل شده كه خوار كردن آنان ابدى قرار دادن ايشانست در دوزخ پس آيه اختصاص به مخلدين در دوزخ دارد.
٢- جابر گويد: خزى داخلشدن در دوزخ است و اين قول قويتر است زيرا خزى يعنى اهانت به خوار شونده و رسوا كردن اوست و آن كس را كه خداوند عقاب كند رسوا كرده و اين مطلب با عقيده ما كه عفو گنهكاران را جايز مىدانيم منافات ندارد زيرا آن كس كه خزى را همان دخول در دوزخ مىداند درباره كسى كه به دوزخ برود و پس از اتمام مجازاتش از آن بدر آيد خزى قائل نيست و اين را درباره او خزى نمىداند.
و اما بقول كسى كه خزى را از خزايت بمعنى شرم كردن مىداند خزى و خوار ساختن مؤمن باينست كه موجبات حيا و شرمندگى او را فراهم آرد و خزى كافر مخلد كردن اوست در دوزخ.
(وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ): هيچكس نتواند كه ظالمان را با قهر و نيرو از عذاب نجات دهد زيرا نصرت اينست كه شخص منصور را با قهر و نيرو كمك كند پس اين آيه با شفاعت پيغمبر و ائمه از مذنبين منافات ندارد زيرا شفاعت از راه خضوع و تضرع بسوى خداست و از نصرت نيست.
بخارى در صحيح از انس بن مالك از پيغمبر ٦ روايت كرده كه: در قيامت حضرتش بمردمى گناهكار برخورد ميكند و از آنها شفاعت مينمايد و آنان بشفاعت وى