ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٣ - تفسير
شكننده دندان حضرت، عتبة بن ابى وقاص بود كه حضرت بر او نفرين فرمود كه قبل از پايان سال كافر بميرد و هم چنان شد.
و آن كس كه چهرهاش را خونين كرده بود عبد اللَّه قميه هذيلى بود كه حضرت او را نيز نفرين كرد خداوند قوچى را بر او مسلط كرد تا بر او شاخى بزد و او را بكشت.
روايت است كه پيغمبر اكرم ٦ خون از جبين خود ميسترد و ميفرمود: بار خدايا قوم مرا هدايت كن كه نادانند.
و ممكنست در اينحال از عناد ايشان ميترسيد كه بر كفر اصرار ميورزيدند. و خداوند باو خبر داد كه بر او نيست جز تبليغ رسالت و دعوت آنان بهدايت و اين آيه نظير آيه ديگر است: (تو دارى خود را هلاك ميكنى از اينكه ايمان نميآورند!) و بعضى گفتهاند پيغمبر از خداوند در روز احد اجازه خواست كه بر مشركان نفرين كند اين آيه آمد و حضرت بر ايشان نفرين نكرد كه بعذاب و نابودى دچار شوند و چون نزد حق معلوم بود كه عدهاى توبه خواهند كرد بوى اجازه چنين نفرينى نداد (از ابى على جبائى) عبد اللَّه بن مسعود گويد: پيغمبر خواست در جنگ احد بر مسلمانانى كه فرار كردند نفرين كند خداوند او را از اين كار نهى فرمود و توبه ايشان را قبول فرمود و اين آيه آمد( (لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ)) يعنى نبايد آنها را نفرين و لعن كنى (از ابن مسعود) محمد بن اسحاق و شعبى گويند: چون پيغمبر اكرم ٦ اعمال وحشيانه مشركين از قبيل مثله كردن عمويش حمزه و اصحاب را ديد فرمود اگر خداوند مرا بر آنها پيروز گرداند همين كارها را با آنها خواهم كرد و چنان آنها را مثله كنم كه تا كنون در عرب كس نكرده باشد پس اين آيه آمد (كه اين كار را نبايد بكنى) و گفتهاند درباره اهل بئر معونه آمده كه ٧٠ تن بودهاند و از قاريان اصحاب پيغمبر بودند برياست منذر بن عمرو كه حضرت آنها را به بئر معونه فرستاد (در ماه صفر ٤ هجرى پس از چهار ماه از جنگ احد) تا بمردم قرآن و علم آموزند. عامر بن طفيل همه را بكشت پيغمبر ٦ سخت ناراحت شد و يك ماه بر ايشان نفرين كرد پس اين آيه آمد كه(لَيْسَ لَكَ مِنَ ...) (از مقاتل).