ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٥ - تفسير
بيان آيه ٣٨- ٣٩
لغت:
١- هبه: تمليك چيزى بكسى است بى عوض.
٢- سيد: از سواد (املاك) است و سيد قوم يعنى مالك سواد اعظم آنها و كسى كه اطاعتش بر اهل سواد لازم است و اين معنى درباره سيد وقتى است كه بصورت مضاف يا با قيدى بكار رود ولى بطور مطلق استعمال آن جز براى خداوند سزاوار نيست.
٣- حصور: آنكه از جماع و آميزش جنسى ممنوع است و گفتهاند حصور كسى است كه از برداشتن نفقه خود در موقع همراه بودن با دوستان ممنوع باشد.
و نيز بآنكه خوشحالى خود را كتمان كند حصور گويند.
تفسير:
(هُنالِكَ): در آن هنگام كه (زكريا) ميوههاى غير موسمى را ديد.
(دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ): زكريا دعا كرد.
(قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً): (خداوندا بمن فرزندى پاك ده) يعنى بطمع افتاد كه از زن خود كه بسن نازايى رسيده بود بچهدار شود و آن را از خدا مسئلت نمود.
طيبه يعنى مبارك (از سدى) و نيز گفتهاند يعنى پاك و سالم از نظر جسم و روح و ظاهر و باطن.
(إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ): يعنى تو قبول كننده و مستجاب كننده دعايى و «سمع اللَّه لمن حمده» بهمين معنى است يعنى خداوند دعاى سپاسگزاران خود را مستجاب كند.
و اينكه سمع بمعنى استجابت بكار ميرود اينست كه آن كس كه شايستگى