ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٦ - تفسير
(مُسْلِماً) (و بر دين اسلام بود).
(وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ) (و مشرك نبود). گفتهاند كه اين آيه متضمن اين معنى است كه دين يهود و نصارى شرك است و گفتهاند كه معنى اينست كه چنان كه اعراب مشرك ادعا مىكنند ابراهيم مشرك نبود.
(إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ)- (سزاوارترين مردم بنصرت ابراهيم) با استدلال و علم يا با كمك اقتصادى و پولى.( لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ)- (آنانند كه او را پيروى كردند) در زمان خود و او را با يارى بر ضد دشمن كمك كردند تا دينش آشكارا و غالب گشت.
(وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا): (و اين پيامبر و كسانى كه به وى ايمان آوردند) نصرت او را از آن جهت كه بر حق است به علم و استدلال به عهده ميگيرند و دامن او را از هر عيبى برى ميدارند و پاك ميسازند. مراد اينست كه اينها كسانى هستند كه سزاوار است بايشان گفته شود بر دين ابراهيم ميباشيد و نسبت باو ولايت دارند (يا ابراهيم بر آنها ولايت دارد.)( وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ): (خداوند ولىّ مؤمنان است) زيرا نصرت آنها را به عهده دارد و مؤمن ولىّ خداست بعين همين معنى، يعنى چون او را يارى ميكند ولىّ اوست و اينكه فقط اسم پيغمبر اكرم را در قرآن جداگانه برده است براى تعظيم قدر و مقام امر و بزرگداشت اوست چنان كه قبلا گذشت كه جبرئيل و ميكائيل را جداگانه نام برده.
و گفتهاند اسم او را ذكر كرده براى اينكه او را داخل در ولايت (و اولويّت) بابراهيم بنمايد و ضمير صله و الذين آمنوا باو برگردد يعنى اين پيامبر و مؤمنان بوى.
و در اين آيه دليل است كه ولايت با پيامبر بوسيله دين و ايمان باو ثابت ميشود نه با نسب و مؤيد آن فرمايش امير مؤمنان (ع) است كه فرمود:
اولى و سزاوارترين مردم بانبياء عالمترين ايشان است بدين و احكام آنان. و بعد همين آيه را تلاوت كرد و نيز فرمود:
همانا ولىّ محمد ٦ كسى است كه از او اطاعت كند اگر چه نسبتش از او دور باشد و همانا