ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٤٥ - شأن نزول
بيان آيه ١٧٢ تا ١٧٤
لغت:
١- استجاب و اجاب: هر دو بيك معنى است و گفتهاند كه اولى طلب اجابت است و دومى فعل اجابت.
٢- قرح: جراحت و اصل آن خلوص از كدورت است و ماء قراح يعنى آب خالص. و زمين قراح يعنى زمينى كه خاكش از خاشاك خالص باشد. قريحه: خالص الطبيعه.
٣- احسان: سود نيكو.
٤- افضال: نفع اضافه.
٥- حسبنا اللَّه: يعنى خدا ما را كفايت ميكند و اصل آن از حساب است زيرا كفايت بر حسب حاجت و بحساب نيازمندى است و از اين ماده است حسبان بمعنى گمان.
٦- وكيل: حافظ، و گفتهاند يعنى ولىّ و اصل آن قيام كردن به تدبير امر كسى و معنى وكيل درباره خدا يعنى متولى است در قيام كردن تدبير امور خلق زيرا كه مالك خلق و رحيم بآنهاست.
شأن نزول:
چون ابو سفيان و يارانش از احد بازگشتند و به «وحاء» رسيدند از تعجيل در بازگشت خود پشيمان شدند و همديگر را ملامت كردند كه چرا نه محمد را كشتيد و نه زنانشان را اسير كرديد آنها را بكشتيد وقتى كه رمقى بيش از ايشان نماند رهايشان كرديد اكنون بازگرديد و بكلى نابودشان كنيد و ريشهكنشان سازيد.
اين خبر به پيغمبر ٦ رسيد تصميم گرفت دشمن را بترساند و از خود و يارانش نيرويى نشان و نمايش دهد لذا اصحابش را براى خروج و تعقيب ابى سفيان