ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٨ - تفسير
و اقبال را قرار داد براى اينكه مسلمين بدنيا و روزگار دل نبندند و اطمينان پيدا نكنند و در نتيجه رغبت و حرصشان نسبت بآن اندك باشد چون همواره لذات دنيا رو بزوال است و زندگى آن آميخته بشرنگ محنتها است.
و نيز براى اينكه براى جهان آخرت كه خود ابدى و جاويد و نعمتهايش زوال ناپذير است بكوشند.
و اينكه دولت و گردش روزگار را گاه بنفع مسلمين و گاهى بضررشان قرار ميدهد اينست كه ايمانشان بر وجه صحيح و طبق منطق و حجت باشد چون اگر دنيا همواره بكام مسلمين بود بسيارى از مردم براى همين مطلب بعنوان تفأل باسلام ميگراييدند.
و اين نكته نيز معلوم باشد كه پيغمبر در هر كار و هر موضعى پيروز بود يا پيروزى ابتدايى و يا در سرانجام كار و دائمى، نبودن غلبه ظاهرى پيغمبر ٦ بهمان مصلحتى بود كه فوقاً بيان داشتيم.
(وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا)- مفعول ديگر (ليعلم) محذوف است و تقدير چنين است: «تلك الايام نداولها بين الناس لوجوه من المصالح و الحكمة و ليعلم اللَّه ...» يعنى روزگار را بين مردم ميچرخانيم براى مصالح و حكمتهايى و براى اينكه خدا بشناسد مؤمنين را در حالى كه بوسيله ايمان از ديگران تميز داده شدهاند و ممتازند. و روى اين معنى يعلم (ميداند) بمعنى يعرف (ميشناسد) نيست زيرا مراد اين نيست كه خداوند ذات و شخص مؤمنين را بشناسد بلكه مقصود اينست كه تميز آنها را بواسطه ايمان بداند[١].
و ممكنست مقصود اين باشد كه: خدا مؤمنان را بشناسد بواسطه صبر و پايدارى كه در راه جهاد با دشمن از خود نشان ميدهند يعنى با آنها مثل كسى كه بصبر و پايدارى شناخته شدهاند رفتار خواهد كرد. خداوند پيش از اظهار ايمان حال آينده آنها را ميدانست.
[١] فرق بين علم و معرفت اينست كه معرفت بامور جزئى و ذوات و اشخاص تعلق ميگيرد و علم بامور كلى و لذا در اينجا اگر مراد شناخت خود و ذات مؤمنان باشد بايد يعرف بكار رود و اگر مراد تميز مؤمنين از كافر باشد يعلم بكار ميرود.( مترجم)