ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٧ - مورد و شأن نزول
خود را بهيچ وجه خالى نكنيد كه ما همواره پيروز خواهيم بود تا زمانى كه شما در جايگاه خود ثابت بمانيد.
قريش آمدند در حالى كه خالد بن وليد در ميمنه سپاه و عكرمة بن ابى جهل در ميسره لشگر بود و زنانشان از عقب آنان را بدرقه ميكردند و دف و نى مينواختند و سرود مىخواندند و پايكوبى ميكردند.
تنور جنگ افروخته شد پيغمبر ٦ فرمود كيست كه اين شمشير بستاند و چنان كه شايسته است آن را بر سر دشمنان فرود آرد چندان كه كج شود.
ابو دجانه سماك بن خرشه انصارى آن را بگرفت و عمامهاى سرخ بر سر نهاد و با تبختر راه ميرفت و چنين رجز مىخواند:
|
انا الذى عاهد فى خليلى |
ان لا اقيم الدهر فى الكيول |
|
|
اضرب بسيف اللَّه و الرسول |
يعنى: منم آنكه خليلم از من عهد گرفته كه تا آخرين صف دشمن را باقى نگزارم اينك با شمشير خدا و پيغمبر مىجنگم.
پيغمبر فرمود: اينگونه راه رفتن را خدا و پيامبر دشمن دارد مگر در چنين جايگاهى (كه برابر دشمن است).
سپس پيغمبر و اصحابش بمشركين حمله بردند و آنها را شكست و فرارى دادند و امير مؤمنان على بن- ابى طالب- چنان كه گذشت پرچمداران- را بكشت و خداوند نصرت خود را بر مسلمانان فرو فرستاد.
زبير گويد: هند و همراهانش را ديدم كه پا بفرار نهادهاند و از كوه بالا ميروند و خدام خود را صدا ميزنند كه بياريشان بشتابند و جز بنگهدارى آنها بكارى نپردازند.
در اينوقت چون تيراندازان ديدند كه دشمن عقب نشينى كرد و مسلمين بغارت اموال ايشان پرداختهاند آنها نيز قصد غارت كردند و در ميانشان اختلاف پديد آمد دستهاى گفتند كه امر پيغمبر ٦ را پشتسر منهيد. گروهى گفتند ديگر كارى بما نيست (و جنگ بنفع ما خاتمه يافته) و براى جمع غارت بسپاه ملحق شدند.