ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٩ - مورد و شأن نزول
بيان آيه ٧٥- ٧٦
قرائت:
يؤده را حمزه و ابو بكر از عاصم بسكون هاء خواندهاند و ابو جعفر و يعقوب بكسر «هاء» خواندهاند و ديگران بكسر و اشباع (اشباع: كسره را بكشند تا توليد ياء شود) خواندهاند.
لغت:
١- قنطار: اختلاف اقوال در مقدار قنطار در اول سوره گذشت.
٢- دينار: اصل آن دنّار با دو نون كه يكى از آن دو بواسطه كثرت استعمال و خفت و آسانى تلفظ تبديل بياء شده. جمع دينار دنانير است.
٣- دُمْتَ و دِمْتَ دو لغت (دو لهجه) است مثل مُتَّ و متَّ ولى هر كس دال را (در دمت) و ميم را (در مت) مكسور خوانده در مضارع تمات و تدام خوانده است.
٤- وفى و اوفى دو لغت (لهجه) هستند. ميگويند اوفيت و اهل نجد ميگويند وفّيت.
مورد و شأن نزول:
ابن عباس گويد: مراد از «من» در(مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ) عبد اللَّه سلام است كه مردى ١٢٠٠ اوقيه طلا در نزدش امانت نهاد، عبد اللَّه همه را سالم بصاحبش رد كرد و خداوند به اين كار او را مدح گفته.
و مراد «من» در(مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ) نحاص بن عازورا بود كه مردى قرشى دينارى باو امانت سپرده بود و او در آن خيانت نمود.
و در بعضى تفاسير است كه مراد از(مَنْ إِنْ) ...( يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ) نصارى هستند و مراد از كسانى كه امانت را رد نميكنند يهود ميباشند.