ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٠ - فصل در بيان آنچه درباره اسم محمد
خداوند او را براى رسالت خود برگزيد كه قبل از او نيز پيامبرانى بودند كه رسالت خود را به انجام رسانيدند و از دنيا رفتند و بعضى از آنها نيز كشته شدند و محمد ٦ نيز مانند پيغمبران گذشته وفات خواهد كرد و مرگ و شهادت براى او محال نيست.
و گفتهاند مراد اينست كه اصحاب انبياء پس از مرگ و يا قتل پيغمبر خود مرتد نشدند شما نيز بآنها اقتدا كنيد.
سپس خداوند اين سخن را تأكيد ميفرمايد:
(أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ)- يعنى اگر خدا او را بميراند يا كافران او را بكشند شما پس از ايمان مرتد و كافر ميشويد.
و اينكه ارتداد را انقلاب و بازگشت به پشت سر، كه رجوع بقهقرا و عقب عقب رفتن است ناميده از اينروست كه رده خروج از اسلام و رفتن بسوى بدترين اديانست چنان كه انقلاب (عقب عقب رفتن) زشتترين صورت راه رفتن است و همزه در( (أَ فَإِنْ ماتَ ...)) براى انكار است كه بصورت استفهام ميباشد مثل اينجمله (أ تختار الفساد على الصلاح- يعنى فساد را بر صلاح اختيار ميكنى) كه در مقام انكار است يعنى چنين كارى نبايد كنى.
(وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ)- يعنى هر كس از دينش برگردد( فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً)- دليل بر وعيد است و حاصل آيه چنين است: هر كه مرتد شود ضررش بخودش بازگردد و هر كس شكر نمايد ايمن باشد و نفع آن بخودش برسد.
فصل: در بيان آنچه درباره اسم محمد ٦ آمده.
كفار قريش پيغمبر را (مذمم) ميناميدند و اين كلمه را مىگفتند و پشت سر آن لعن مىفرستادند. ابو هريره از حضرت حديث ميكند كه فرمود:
آيا نمىبينيد كه خداوند چگونه لعن قريش را از من بگردانيد و آنها را دشنام داد. آنان مذمم را دشنام ميدهند و نام من محمد است.
در حديث حضرت على بن موسى الرضا (ع) بطور مسند[١] از اجداد از خود پيغمبر اكرم نقل شده كه: وقتى نام فرزندتان را محمد گزاريد او را گرامى بداريد و در مجالس جا
[١] مسند حديثى است كه نام راويان آن تا معصوم ذكر شده باشد