ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٣ - اعراب
بيان آيه ٣٠
لغت:
امد: غايت و انتها كه چيزى به آن پايان مىيابد.
اعراب:
درباره نصب كلمه «يوم» وجوهى ذكر شده:
١- نصب آن به يحذّركم است و تقدير چنين مىشود: «يحذّركم اللَّه نفسه يوم تجد» و در اين صورت معنى چنين مىشود: «خداوند شما را از خود ميترساند در آن روز (قيامت) كه ...» ٢- نصب آن به مصير است و تقدير چنين مىشود: «الى اللَّه المصير يوم تجد» روز قيامت ... بازگشت هر چيزى بخدا است.
٣- منصوب به اذكر است و چنين است: «اذكر يوم تجد» يعنى بياد آور روزى كه (روز قيامت).
اما در جمله ما عملت بمعنى الذى است چون مفعول تجد است و ممكنست با كلمه بعد از خود رويهم مصدر باشد يعنى (تجد عملها) روزى كه هر كس عمل خود را حاضر مىبيند و كلمه جزاء قبل از آن در تقدير است يعنى جزاء عمل خود را مىبيند. كلمه «محضراً» اگر تجد را به معنى يافتن و مشتق از و جدان بگيريم حال براى تجد است (و معنى چنين مىشود: روزى كه هر كسى عمل خود را مىيابد و بجزاء آن مىرسد در حالى كه حاضر است) و اگر تجد را به معنى ميداند بدانيم محضراً مفعول آن مىشود (يعنى روزى كه هر كسى عمل خود را حاضر مىبيند). جواب (لو) در آيه محذوف است باين تقدير (تود ان بينها و بينه امداً بعيداً لو ثبت ان بينها و بينه امداً بعيد) يعنى دوست ميدارد كه بين او و عمل حاصله دورى باشد اگر ممكن بود كه بين او و عملش فاصله دورى