ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٢ - تفسير
بيان آيه ١٥١
لغت:
١- سلطان: در اينجا بمعنى دليل و برهان است و در اصل بمعنى قوه است و به برهان سلطان گويند چون قوت بر دفع باطل دارد.
٢- سلاطه: حدت زبان ٣- القاء: افكندن و در اصل براى اشياء واقعى و اعيان موجود در خارج ذهن بكار ميرود و استعمال در غير آنها مثل القاء رعب (كه رعب امرى قلبى است نه خارجى) مجازى و نظير القاء است در اين امر كلمه رمى كه در انداختن تير حقيقت است و در امور معنوى مجاز مثل «الذين يرمون ازواجهم» يعنى نسبت زنا ميدهند كه رمى بمعنى نسبت زنا دادن است.
مثوى: منزل و اصل آن از ثوى است و ثوى بمعنى طول اقامت.
ام الثوى: صاحبخانه.
ثوى: مهمان، از اينرو كه در خانه ميزبان اقامت ميگزيند.
مورد و شأن نزول:
سدى گويد: چون ابو سفيان و مشركان روز احد رو بمكه نهادند در بين راه با خود گفتند بد كرديم كه آنها را كشتيم و در حالى كه جز رمقى از ايشان باقى نماند رهاشان نموديم برگرديم و بكلى آنها را ريشهكن سازيم. چون چنين تصميم گرفتند خداوند در دلشان ترسى افكند تا از قصد خود بازگشتند (و انشاء اللَّه قصه را بعداً بيان خواهيم كرد) پس اين آيه آمد.
تفسير:
اكنون خداوند بيان مىدارد كه يكى از نصرتهاى او بمؤمنين رعب افكندن