ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٦ - تفسير
خداست و درست نيست كه يهود انكار كند كه خداوند بديگرى همانند كتاب و حكمتى كه به ايشان داده نيز بدهد- اين قول حسن و ابى على فارسى است.
٢-( وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ) كلام يهود است تا آخر «من اللَّه» و معنى چنين خواهد بود كه اى مسلمين همانا هدايت هدايت الهى است كه بكسى داده شود مثل آنچه بشما داده شده مثل(يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا) يعنى ان لا تضلوا- بيان ميكند خدا حق را بر شما كه هلاك نشويد» او يحاجوكم يعنى ان لا يحاجوكم تا اينكه نتوانند با شما مخاصمه و احتجاج كنند چون دليلى ندارند و در اينصورت(هُدَى اللَّهِ) بدل الهدى است و خبر(أَنْ يُؤْتى أَحَدٌ» «مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ) است. اين قول سدى و ابن جريح است.
ابو العباس مبرد گويد: در اينجا لا محذوف نيست ولى اضافه معلومست و اولى حذف شده و دومى جاى آن نشسته است و تقدير چنين است:
«قل الهدى هدى اللَّه» كراهة(أَنْ يُؤْتى أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ) يعنى «بگو همان هدايت هدايت خدا است» چون كراهت دارند «كه خداوند بديگران بدهد آنچه بشما داده» زيرا خداوند كاذب و كافر را دوست ندارد و لذا هدايت خدا از غير مؤمن دور است.
بعضى گفتهاند مراد از آيه اينست: بگو اى محمد همانا هدايت بخير هدايت خدا است پس اى يهود انكار مكنيد كه خداوند بديگرى هم نبوتى را كه بشما داده بدهد.
(أَوْ يُحاجُّوكُمْ)- (باين امر بشما محاجه كند)( عِنْدَ رَبِّكُمْ)- (اگر اين را از او قبول نكنيد) از قتاده و ربيع و جبايى.
و گفتهاند:(إِنَّ الْهُدى هُدَى اللَّهِ) يعنى همانا حق چيزى است كه خدا بآن امر كرده و بعد هدى را تفسير كرده بجمله(أَنْ يُؤْتى أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِيتُمْ أَوْ يُحاجُّوكُمْ) پس آنچه آمده و داده شده شرع است و آنچه بوسيله آن احتجاج و استدلال شود عقل ميباشد و تقدير كلام چنين است: همانا هدايت الهى چيزى است كه از طرف او تشريع شده يا چيزيست كه عقل آن را پذيرفته پس قول دوم چهار قول و چهار شق ميشود.
٣- از اول تا آخر آيه كلام خدا است يعنى: اى مؤمنان ايمان نياوريد مگر