ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٦ - تفسير
گرفت ... كه بوى ايمان آريد و خلاصه آن معنى شرط و جزا ميشود.
(قالَ): يعنى خداوند بانبياء فرمود كه:
(أَ أَقْرَرْتُمْ). آيا اقرار و تصديق بآن كرديد؟
(وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي). يعنى عهد مرا بر اين امر پذيرفتيد؟ و گفتهاند مراد اينست كه آيا عهد بر اين مطلب را از امم خود گرفتهايد؟
(قالُوا): يعنى انبياء و امم انبياء گفتند:
(أَقْرَرْنا): يعنى بآنچه امر كردى كه اقرار كنيم اقرار كرديم.
(قالَ): يعنى خداوند فرمود:
(فَاشْهَدُوا): يعنى بر امت خود بر اين امر شاهد باشيد.
(وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ): در اينجا چند تفسير آمده:
١- شاهدم بر شما و بر امم شما (از على ٧).
٢- گفتهاند فاشهدوا يعنى بدانيد كه من از شما عالمترم (از ابن عباس) و گفتهاند يعنى بهمديگر گواه باشيد.
٣- و گفته شده: يعنى خداوند بملائكه گفت كه شما گواه بر ايشان باشيد (از سعيد بن مسيب).
اين آيه از مشكلات آيات قرآن است و نحويان در وجوه اعراب و تركيب آن به غموض و پيچيدگى رفته و افتادهاند و در تدقيق در آن مو شكافى كردهاند.
ولى در هيچ جا مطلب را كوتاهتر و پر فائدهتر و مهذبتر از آنچه من در اينجا گفتهام نخواهى يافت و توفيق از خداست.
(فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذلِكَ): يعنى هر كه از ايمان به محمد ٦ بعد از اينهمه دلايل و حجج و بعد از ميثاق گرفتن از انبياء گذشته رو بگرداند.
از على ٧ روايت شده كه: خداوند هيچ پيغمبرى را از آدم و بعد از او مبعوث نكرد مگر اينكه بر او عهد گرفت كه اگر بعثت محمد ٦ را دريافت باو