فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٧ - بازخوانى مفهوم نشوز زن و مرد در قرآن حامد مصطفوى فرد
زبان قرآن در ساحت واژگان
انكار ناپذير است كه قرآن معانى و حقايق نويى بر واژگان مرسوم عرب افزود كه پيش از آن سابقه نداشت و پس از آن نيز چنين نشد. (٢) اسلام يكى از عميقترين تحولات را در حوزه زندگى انسان بهوجود آورده است و از موضوعاتى جديد و با هويتهايى متفاوت از عرف، سخن گفته است. (٣) از اين رو، در حالى كه واژههاى قرآن از زبان اقوام گرفته شده است، در بسيارى از موارد، معانى لغوى و عرفى آن مورد نظر نيست. (٤) ابوحلال در الاوائل بيست واژه را نام مىبرد و بيان مىكند اولين كسى كه اين واژگان را به كار برده خداوند است؛ كلمات فاسق و منافق از اين قبيلند. (٥) بنابراين بايد پذيرفت كه گاهى معانى واژگان در قرآن با آنچه در ادبيات عرب به كار مىرود، متفاوت است؛ زيرا هر علمى همراه با پيدايش خود، بار معناى جديدى را به واژگان مىبخشد و قرآن نيز از اين قاعده مستثنى نيست.
زبان قرآن صرفاً زبان عرف عام نيست، بلكه با گرفتن واژهها از زبان عمومى و اعطاى معانى جديد به آنها، عرف خاصى را رقم زده است. هر علمى با توجه به نيازهايى كه دارد، واژههايى را از زبان عمومى وام مىگيرد و با به كارگيرى آنها در موارد جديد، معانى جديدى را به آنها تزريق مىكند. (٦) در بيشتر علوم، الفاظ و واژگان در معانى لغوى آغازين خود بهكار نمىرود؛ هرچند بىتناسب با آنان
(٢) سعيدى روشن، تحليل زبان قرآن و روششناسى فهم آن، ص٢٣٦.
(٣) شاكر، مبانى و روشهاى تفسيرى، ص١١٨.
(٤) شاكر، «جستارى در زبان قرآن»، ص١١٨.
(٥) كلباسى، مهارتهاى بيان تفسير، ص٤٢.
(٦) شاكر، «جستارى در زبان قرآن» .