فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧ - تغيير جنسيت از ديدگاه فقه اسلامى جعفر سبحانی
جنس مذكر به جنس مؤنث تغيير شكل دهد و انقلابى در تمام اندامهاى خاص هر دو گروه پديد آيد. اگر مرد بوده، به زن تبديل شود كه داراى اندامهاى ظاهرى زنانه، دستگاه تناسلى، مهبل ، رحم و تخمدان است و مىتواند صاحب فرزند شود واگر زن است از طريق جراحى و غيره انقلابى در اندامهاى ظاهرى و درونى او پديد آيد، مو در صورتش رشد كند، دستگاه تناسلى مناسب مرد داشته باشد و احياناً بتواند توليد مثل كند .
انقلاب جنسيت به اين معنى كه مرد به صورت زن درآيد چنانكه گويا از اول او زن آفريده شده بود يا زن به صورت مرد درآيد، چنانكه گويى از روز نخست مرد آفريده شده بود، قابل تصور هست؛ ولى جز از طريق اعجاز امكانپذير نيست. در برخى منابع حقوقى نيز آمده است:
به نظر مىرسد تغيير جنسيت به معناى دقيق كلمه، فرضى بيش نيست. آن گونه كه كارشناسان پزشكى گفتهاند: تغيير جنسيت در افرادى كه زن يا مرد كامل هستند و ابهام درآنها مشاهده نمىشود به هيچ وجه ممكن نيست؛ فقط در مورد افراد دو جنسى كه اختلال جنسى از نوع ژنتيكى و كروموزومى و نشانههاى ديگرى از اين قبيل دارند، تعيين جنسيت با بازنگرى آزمايشها و بررسىها معلوم مىكند كه مرد يا زن معرفى شده از جنس ديگر بودهاند. (١)
از آنجا كه اين نوع تغيير جنسيت، در حدود دانشهاى امروز امكانپذير نيست و از آينده نيز با خبر نيستيم، بحث درباره حكم شرعى آن، چندان مفيد نخواهد بود. لذا بهتر است كه به بيان نوع دوم بپردازيم و براى اينكه تفاوت ميان اين دو از نظر عنوان مشخص شود، نوع اول را «تغيير جنسيت» و نوع دوم را «تغيير در جنسيت» مىناميم.
(١) صفايى و امامى، حقوق خانواده، ج١، ص٤٥.