فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - تغيير جنسيت از ديدگاه فقه اسلامى جعفر سبحانی
نتيجه انسان خصى مىشود و خصى كردن انسان، حرام است، چنان كه نص و فتوا بر آن دلالت دارند و در گذشته دلايل حرمت آن بيان شد.
با توجه به دلايل سه گانه گفته شده، تن دادن به اين نوع تغيير جنسيت، تن دادن به كار حرام و مقدمه بسيارى از كارهاى حرام ديگر خواهد بود. كسانى كه در پرتو دانش روز اين كارها را انجام مىدهند، از نظر شرعى مرتكب كار حرام مىشوند هر چند براى كار خود توجيه مىكنند و مىگويند: افرادى كه به مرض «ترانس سكشوال» (٩) مبتلا مىشوند و تشخيص اين بيمارى در آنها قطعى مىشود، بايد زير نظر روان پزشك درمان شوند تا جنسيت فيزيكى خود را بپذيرند. اگر اين معالجه به نتيجه نرسيد و پزشك تشخيص داد كه اين شخص درمانپذير نيست، در اين حالت خواهند گفت اگر به آنها اجازه تغيير جنسيت داده نشود ممكن است اقدام به خودكشى كنند يا صدمات سنگينى به خود بزنند؛ اين خطر در باره آنها جدى است؛ زيرا در موارد متعددى ديده شده است اين افراد اقدام به خودكشى يا قطع آلت مردانگى خود مىكنند كه باعث مرگ مىشود و اگر به زندگى ادامه دهند همراه با حرج و مشقت روحى است، بنابراين اضطرار و حرج در باره ايشان صادق است و به حكم قاعده اضطرار و حرج، تغيير جنسيت براى ايشان مجاز است.
نقد نظريه تغيير جنسيت در باره بيماران «ترانس سكشوال
اولاً: اضطرار و حرج شخصى ملاك است نه نوعى ؛ از اين رو حكم داير مدار تحقق اين دو عنوان خواهد بود و نمىتوان به صرف «ترانس سكشوال» بودن فرد، به ايشان اجازه تغيير جنسيت داد.
(٩) پور افكارى، كسى كه از جنسيت خود ناراضى است و تمايل به تغيير جنسيت دارد؛ فرهنگ جامع روانشناسى و روانپزشكى، ، ج٢، ص١٥٣٤.