فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠ - تغيير جنسيت از ديدگاه فقه اسلامى جعفر سبحانی
و آنها را گمراه مىكنم و به آرزوها سرگرم مىسازم و به آنان دستور مىدهم كه (اعمال خرافى انجام دهند و) گوش چهارپايان را بشكافند و آفرينش خدايى را تغيير دهند، و هركس شيطان را به جاى خدا ولى خود برگزيند، زيان آشكارى كرده است.
شكى نيست كه تغيير جنسيت از مصاديق تغيير آفرينش خداوند است و اين كار به نص آيه كريمه حرام است، مگر در مواردى كه جواز آن با دليل خاص ثابت شده است؛ مثل گرفتن ناخن يا زدودن يا كم كردن موى بدن.
در اينجا دو سؤال مطرح است:
سؤال اول: ممكن است گفته شود اخذ به اطلاق آيه مستلزم تخصيص اكثر است؛ زيرا تمدن بشر بر اساس تغيير در موجودات جهان است و همگى آفريده خداوند هستند و به سبب مستهجن بودن تخصيص اكثر بايد گفت آيه اطلاق ندارد و مجمل است و قابل اخذ و استناد نيست .
پاسخ: به قرينه {فليُبتّكنّ آذان الأنعام} تغيير خلق در جانوران مراد است نه مطلق تغيير كه شامل تغيير در جمادات و نظاير آن نيز مىشود، بنابراين تخصيص اكثر پيش نمىآيد. مواردى كه در آن جواز تغيير خلق در جانوران ثابت شده، اندك است؛ مثل جواز ناخن گرفتن در انسان يا جواز اخته كردن در حيوانات، بنابراين اخذ به اطلاق آيه مستلزم تخصيص اكثر نيست.
سؤال دوم: مىگويند لسان آيه تخصيصپذير نيست، پس نمىتوان به ظاهر آن اخذ كرد و الا بايد در هيچ موردى، هيچ نوع تغييرى در خلق خدا جايز نباشد.
پاسخ: لسان آيه تخصيصناپذير نيست، بلكه ظاهر آيه اين است كه تغيير در خلق خدا اگر به دستور خدا نباشد به دستور شيطان خواهد بود و حرام است، پس آيه در مقام بيان يك اصل كلى است كه نبايد بدون اذن، در آفرينش خدا تغيير ايجاد كرد، مانند آياتى كه در باره ذبح حيوانات وارد شده است كه اگر ذبح همراه با نام