فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٦ - عول در فرائض آیة الله جعفر سبحانى
عول در لغت و اصطلاح
عول در لغت معانى متعدد و يا يك معنا با مصاديق مختلف دارد. اين واژه در موارد زير به كار مىرود:
الف) فقر و نياز. وقتى گفته مىشود: «عال، يعول، عيلةً»، يعنى فلانى نيازمند است. خداوند در قرآن فرموده است: «و إن خفتم عيلة» (١) ؛ يعنى «واگر ترسيديد كه فقر به شما روى آورد». در حديث آمده است: «ما عال مقتصد»؛ يعنى «كسى كه ميانه روى كند، دچار فقر نمىشود. (٢)»
ب) جور و ستم. در قرآن آمده است: «ذلك أدنى أن لاتعولوا» (٣)؛ يعنى «اين، براى ستم نكردن نزديكترين راه است».
ج) نقصان و كاهش. وقتى گفته مىشود: «عال الميزان عولاً»، يعنى « ترازو كم نشان مىدهد».
د) بالا رفتن. هرگاه گفته شود: «عالت الناقة بذنبها» معنايش اين است كه شتر دمش را بالا برد. واژه عويل از همين ريشه و به معناى صداى گريه را بالا بردن است.
و ... معانى ديگرى كه در كتابهاى لغت ذكر شده است. (٤)
عول در اصطلاح عبارت است از بيشتر بودن سهامى كه در قرآن براى هريك از ورثه معين شده از مالى كه متوفّا به جا گذاشته است، يا به عبارتى ديگر، كمتر بودن مال تركه از سهام مذكور است. سيد مرتضى گفته است:
(١) سوره توبه، آيه ٢٨.
(٢) معجم مقاييس اللغة، ج٤، ص ١٩٨.
(٣) سوره نساء، آيه ٣.
(٤) ر.ك: لسان العرب، ج١١، ص٤٨١ ـ ٤٨٤؛ المصباح المنير، ج٢، ص ٥٩٩.