فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣١ - پژوهشى در فقه شيخ طوسى قدس سره سيدمهدى طباطبايى
كوشيد دراثبات احكام و فروع خارج از موضوع روايات، به شايستگى از آنها بهره گيرد.
اين دو اسلوب درعين حال كه حكايت از شكل و صورت بيان ادلّه فقهى شيخ دارند، روش هاى استنباطى وى نيز محسوب مىشوند؛ زيرا واضح است كه هرگونه استدلال و اقامه دليل را كه فقيه براى حكمى شرعى بيان داشته است، نمى توان مبناى استنباط وى نيز قلمداد كرد واين امر درمورد اسلوب سوم استدلال هاى شيخ بيشتر روشن مىشود.
اهميّت و ويژگى اجتهاد شيخ آن است كه وى توانست دو اسلوب فوق را با يكديگر در آميزد و درتمام فقه جارى سازد. اين امر از مهم ترين ابتكارات شيخ در فقه استدلالى است ودرواقع او بود كه با اخذ نقاط مثبت روش هاى پيشينيان به فقه تطوّر و اعتلا بخشيد. كتاب هاى مبسوط و خلاف نمودى از همين ابتكار و نوآورى شيخ مىباشند.
ويژگى بارز شيخ دراين روش، تسلّط عميق او برمبانى فقهى عامّه، به ويژه روايات آنان و نيز قدرت مجادله و مناظره با آنان است.
درمورد ساختار وشاكله اين اسلوب، درفصل مبانى شيخ و نيز در بررسى كتابهاى فقه تطبيقى وى، بيشتر صحبت مىكنيم.
امّا محور دوم از مراحل بررسى شيوه فقه استدلالى شيخ ـ يعنى مبانى و اصول فقهى وى كه بيشتر جنبه محتوايى دارد تا روش شناسى ـ درادامه مباحث و در فصلى مستقل پى خواهد آمد.