فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٣ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
زيرا اين اجماع بررسيدن نصّ به آنان يك دلالت قطعى و از نوع عادى دارد. هر انديشمند آگاه برحال قدما، به اجماع آنان، به اين نكته قطع پيدا مىكند. (٣)
پيداست كه استرآبادى هرچند از شهيد ثانى گامى جلوتر نهاده و به فضاى انديشه تلقى نزديك تر شده است، با اين وصف او نيز به صراحت از حقيقتى به نام تلقّى و تداوم روند آن از اصحاب تا قدما سخن نگفته است.
اهميت سخن او بيشتر دراين نهفته است كه از اتفاق قدما بريك فتوى و كاشف بودن آن از يك نصّ سخن مىگويد.
مرحله چهارم: طرح شفاف تر نظريّه اجماع در چارچوب احكام متلقات
سبزوارى دركتاب خود، درقالب طرح يك اشكال به صورت «ان قلت» به گونه اى شفاف به مسأله تلقّى واعتبار اجماع قدما برپايه آن اشاره مىكند. هرچند كه بعد درپاسخ گويى به «ان قلت» آن را ردّ مىكند. عبارت او چنين است:
راويان حديث و ناقلان اخبار و حافظان آثار، علم و روايت را از اصحاب امامان(ع) دريافت كردند. پس از آنان ديگران آمدند و اين علم را از آنها دريافت كردند و بدينسان در پى نسل پيشين نسل پسين و درپى گذشتگان، آيندگانى آمدند و اين روند را تا زمان بزرگانى كه بعد از آنان آمدند ادامه دادند؛ آنها كه به تدوين علم و ضبط اقوال و تمييز بين موارد اختلاف و اتفاق دست زدند. از اين رو هيچ يك از اقوال آنان خارج از اقوال امامان(ع) نبوده است؛ به ويژه آن گاه كه برحكم اتفاق كرده باشند. البته اگر از آنان قول نادرى برخيزد كه از نظر مشهور آنان ردّ شده باشد، پذيرفتنى نيست. بلكه مىتوان گفت: عمل دو يا سه نفر از متقدمان، نقش اجماع آنان را ايفا مىكند و اعتبار دارد. (٤)
(٣) الفوائد المدنيه، ص١٣٥.
(٤) ذخيرة المعاد، ج١، ص٥٠.